منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

به نامش و به یاریش
با سلام.
بی مقدمه بگویم؛ حضرت آقا در دیدار با شعرای آئینی در تابستان نود به نکات ارزشمندی اشاره فرمودند که ما را به راه اندازی این وبلاگ جهت حرکت در مسیر فرمایشات ایشان وا داشت.
به چکیده ای از نکات ایشان اشاره می کنم:
«شعر و شاعری یک نعمت خدادادی است که به صورت جوششی یا کوششی می توان از آن استفاده برد. آنچه که در این میان از اهمیت برخوردار است، به جا آوردن شکر این نعمت و اسراف نکردن در استفاده از این قریحه ی خدادادی است.
شعرا باید با استفاده از محتواهای دینی- مذهبی و مضامین عالی و معارف قوی در شعر، شکر این نعمت را به جا آورند و سطح ذوق و تأمل مردم را بالا برند.»
ما شعرای به اصطلاح مذهبی باید هر چه بیشتر برای تسریع در پیش بینی مقام معظم رهبری مبنی بر نزدیکی یک اوج شعری مجدد در کشور، به تکمیل، پخته تر و عمیق تر کردن شعر های خود بپردازیم.
این امر، جز با دوری از محیط های فرهنگی- هنری فاسد و ایجاد نشست های شعری بین شاعران مذهبی متعهد به آرمان های انقلاب امکان پذیر نمی باشد.
ما نیز سعی کرده ایم تا با ایجاد محیطی مجازی و دعوت از دوستاران شعر آئینی، باشگاهی مجازی به منظور رشد شاعران و شعر آئینی تشکیل دهیم.
به امید موفقیت، و تحقق هر چه زودتر آرمان های انقلاب و رهبری
با تشکر
مدیر وبلاگ - حسین کیاء
bashgahsher@gmail.com
جستجو
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و ادب خدمت همه ی مخاطبان «باشگاه شعر آئینی»

دومین دوره جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» نیز در حالی به پایان رسید که با رشد حدود 450 درصدی آثار ارسالی به دبیرخانه ی جشنواره مواجه بوده ایم.

در دوره ی نخست، 95 اثر ارسال گردید که این رقم در دوره ی دوم به عدد 412 اثر رسیده است.

امیدواریم با همکاری دوستان و شاعران گرامی در امر تبلیغ این مدل از جشنواره ها و همچنین پیدا شدن خیرین جهت تأمین هزینه های جوایز آثار برگزیده، شاهد رشد کمی و کیفی آثار و جوایز این جشنواره باشیم.

بدان امید که قدمی هرچند کوچک در راه ترویج شاعران گرامی به سرودن اشعار آئینی و رشد و بالندگی شعر انقلاب اسلامی برداشته باشیم.

اسامی و آثار برگزیده دومین جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» به شرح زیر اعلام می گردد:

برگزیدگان بخش اهل بیت علیهم السلام:

1.      مسعود طاهری عضد، از استان همدان

2.      علی سلیمانی، از استان همدان

3.      عارفه دهقانی، از استان تهران

برگزیدگان بخش مقاومت و پایداری:

1.      علی فردوسی، از استان اصفهان

2.      محمدحسین ملكیان، از استان اصفهان

3.      وحید طلعت، از استان آذربایجان غربی

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




برچسب ها :
جشنواره شعر ,  شعر آئینی ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  لبیک ,  جشنواره شعر لبیک ,  جشنواره اینترنتی , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» , 

شاعر: مسعود طاهری عضد

بخش: اهل بیت علیهم السلام


بعد عمری در حرم یک بار دیگر گم شدم

مثل آن سالی که دور از چشم مادر گم شدم

ناگهان دور مرا صد قطعه آئینه گرفت

صد برابر بودم اما در برابر گم شدم

مثل پر در باد می رقصید حاجت هایمان

من نخی بودم که در انباری از پر گم شدم

دانه ی برفی شدم که بعد عمری پیچ و تاپ

در میان حوض سقاخانه آخر گم شدم

ارزنی شاید که از دستان طفلی خنده رو

ریختم ،در چینه دان یک کبوتر گم شدم

شمع سقاخانه ای بودم کنار آفتاب

دست آخر در دل خورشید خاور گم شدم

چیستم من؟!پیش تو تکرار حاجت های خویش

شرمدارم از حضور خود چه بهتر گم شدم

هرچه حاجت داشتم از مال و فرزند وعیال

از دم در دادی و من پشت آن در گم شدم

مثل کفشی واژگون در کفشداری حرم

غرق در دنیای خاکی خاک بر سر گم شدم

گریه ام آمد حضور اشک هشیارم نمود

بین بودن یا نبودن باز سردرگم شدم

نذر هایم را ادا کردم و از باب الجواد

باز گشتم خانه و یکبار دیگر گم شدم

بس کریمی حتم دارم باز میابی مرا

آن زمانی را که در صحرای محشر گم شدم




برچسب ها :
مسعود طاهری ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  جشنواره شعر لبیک ,  لبیک ,  شعر آئینی ,  امام رضا (ع) , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  امام رضا علیه السلام , 

شاعر: علی سلیمانی

بخش: اهل بیت علیهم السلام


سفرنامه از مدینه تا مرو

كاروان از مدینه راه افتاد ، كوچه ها گونه هایشان تر شد

هر كسی خواست عاشقت باشد ، از قفس بال زد ، كبوتر شد

رفتن از سرزمین مادری ات ، نظم تاریخ را به هم می ریخت

ناگهان سال اول هجری ... نوبت آخرین پیمبر شد

بصره آمد به پیشواز اما ، چشم هایت به نیزه ها افتاد

بوی سیب آمد و لبت خشكید ، عشق هفتاد بار بی سر شد

سجده می کرد پیش پایت شوش ، تا رسیدی اذان مغرب شد

عطر ناب عبای تو پیچید ، راه تا بهبهان معطر شد

حافظ آمد قصیده بنویسد ، هر چه از عشق دیده بنویسد

 آه شیراز شهر شعر و چراغ ، با تو و مشهدت برادر شد

می گذشتی ، نسیم می رقصید ، اصفهان گریه كرد در راهت

بعد زاینده رود شكل گرفت ، عطر پیراهن تو قمصر شد

خاک بوسید گام های تو را  ، تو مسیرت همه قدمگاه است

به  ابركوه عشق پاشیدی ، سرو هایش همه تناور شد

دسته دسته به سویت آهو ها ، عاشقانه به راه افتادند

عشق با كوچه های نیشابور ، خانه درخانه آشناتر شد

مشهد آواز آشنایی بود ، راه آرامش و رهایی بود

هشتمین آسمان ! شهید شدی ، نوبت آسمان دیگر شد




برچسب ها :
علی سلیمانی ,  برگزیدگان جشنواره ,  جشنوراه شعر لبیک ,  لبیک ,  شعر آئینی ,  شعر , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  امام رضا علیه السلام , 

شاعره: عارفه دهقانی

بخش: اهل بیت علیهم السلام


غزلی برای حضرت زهرا (س)

پیچیده است  عطرِ نسیمی سرخ    

در لابه لای زلفِ پریشانش

بانوی خانه ای که پر از نور است  

 هم جسم او مطهر و هم جانش

بانوی خانه ،همسرِ "مظلوم" است   

 بانوی خانه، مادرِ "عطشان" است

بانو اگرچه مهریه اش آب است   

گرچه جهان مسخّر و حیرانش

با دستهای مادری اش، دستاس  

 میچرخد و کمال می یابد...نه!

  دستاس نه! ... تمامِ جهان آری!    

چرخیده با عنایتِ دستانش

خیرِ وسیعِ هردو جهان، زهراست     

قدّیسه ای به پایه ی پیغمبر

آیاتِ دهر، محوِ کراماتش       

الطاف بحر ،قطره ی احسانش

هرچند قدرِ عهدِ عقیقش را     

نشناختند قومِ نمک نشناس

حتّی که بدترین زنِ همسایه    

بر سفره ی دعا شده مهمانش

زهرا شنیدنیست در این عالم     

ناموسِ حق،نیامده در چشمی

حالا بسنج ضربه ی سیلی را      

خشمِ خدا و صاعقه بارانش

با اینهمه ، مقابلِ ظلم آمد         

در دامنش ،حسین، قیامت کرد

میراثِ پایداری و حق خواهی     

 در کربلاست  اوجِ نمایانش

زهرا یگانه بانوی اسلام است    

او مادرِ تمامِ شقایق هاست

"زهرا فقط شبیهِ خودش زهراست"       

نسلِ ائمّه، آینه دارانش




برچسب ها :
عارفه دهقانی ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  جشنواره شعر لبیک ,  لبیک ,  شعر آئینی ,  شعر , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  حضرت زهرا سلام الله علیها , 

شاعر: علی فردوسی

بخش: مقاومت و پایداری


·        مبال، هان، به سلاحی که هست در بر تو

به سنگ می خورد اینجا که آمدی سر تو

برای ما که شهادت سعادت است، اما

نمُرده هم به عزایت نشسته مادر تو

قیافه ی نَحسَت حق به جانب از این است

که  سازمان ملل در خفاست یاور تو

اگرچه چاق تر از بشکه های نفت شدی

ولی مجاور قحطی است روح لاغر تو

خودت که هیچ، برو ای ضعیفه، کار تو نیست

کجاست - صیغه ی هفتاد مرده- شوهر تو؟

برو به کاخ سپیدت سیاهه ای بنویس

که زرد تر شده از قبل روی دلبر تو !

به غیرت است، به تعداد بمب و موشک نیست

تو که زیاد کم آورده است لشکر تو

برو برای خودت فکر سرزمینی باش

که یک وجب هم از این خاک نیست کشور تو

تمام سهم تو از خاک کشورم این است

که شاعران بنویسند: خاک بر سر تو

 

·        ژِست انسانیت گرفته ژ3، کلاشینکف چقدر کلّاش است

فتنه یعنی همان فشنگ قدیم، این همان کاسه این همان آش است

خون خاور میانه جاری شد، آروغ غرب بوی نفت گرفت

کراوات گردن شیوخ عرب، دار نکبت برای دشداشه است

نشئه نشئه به خاک می افتند، جنگ گاهی چقدر بی رحم است

زخم شمشیر های نامردی است هر خراشی به جان خشخاش است

این طرف مشت ها گره خوردند، آن طرف مشت ها ولی وا شد

دست ها رو شدند پیش همه، داستان دسیسه ها فاش است

خون غیرت به جنب و جوش انداخت شریان های مرده را امّا

تیتر شد در خبرگزاری ها نبض آشوب دست اوباش است

دوربین های کور خوابیدند، چشم بیدار کیست می گرید؟

میکروفن های گنگ لب بستند، کیست انگشتش اینکه بر ماشه است؟

لشکر فیل ها زره پوش اند، سنگ این بار دست آینه هاست

شب شب حمله ی ابابیل است، روز روز شکست خفاش است

نان زحمتکشیّ و رنج ریال بهتر از داغ ننگ و طعم دلار

ما به جهد و جهاد زنده تریم، گور بابای هرچه عیاش است




برچسب ها :
علی فردوسی ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  جشنواره شعر لبیک ,  شعر آئینی ,  مقاومت و پایداری ,  دفاع مقدس , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  مقاومت و پایداری , 

شاعر: محمد حسین ملکیان

بخش: مقاومت و پایداری



·        جنگ یک جدول تناسب بود تا جوابش همیشه این باشد:

پدرم ضرب در چهل در صد، حاصلش بخش بر زمین باشد

عده ای را ضریب منفی داد، عده ای را به هیچ قسمت کرد

تا هر آنکس که سوء نیت داشت تا ابد زیر ذره بین باشد

یک نفر فکر آب و خاک که نه! در پی نان و آب بود از جنگ

خطر جبهه را خرید به جان تا پس از جنگ، خوش نشین باشد!

یک نفر پشت خاکریز خودی لشگرش را که در محاصره دید

سر خود را گذاشت روی زمین تا دعاگوی سرزمین باشد

یک نفر فارغ از معادله ها بی خیال تمام مشغله ها

روی میدان مین قدم زد تا...ته این سطر نقطه چین باشد

در جواب کسی که می گوید پدر از جنگ، دستِ پُر برگشت

هر دو تا آستین او خالی ست، تا جوابش در آستین باشد

همقطار پدر که عکاس است گفت در هشت سال جبهه و جنگ

حسرتش ماند بر دلم یکبار پدرت رو به دوربین باشد

 

 

·        عده ای كه همیشه می گیرند با تمسخر سراغ حالت را

كاش می آمدند می دیدند  لخته ی لای دستمالت را

نیمه شب ها كه با تشنج تو تا سر كوچه گریه می كردم

جز من و مادرم نبود كسی تا بگیریم زیر بالت را

قرص هایت نمی كنند عمل، ظاهرت این نبود از اول

اثر گاز سمی خردل بیشتر كرده سن و سالت را

حجم پرونده ی پزشكی تو... موی یك در هزار مشكی تو...

دكترت گفت هیچ امیدی نیست، خواست راحت كند خیالت را

من كنارت نشسته ام یك شب، محو من می شوی و می پرسی:

" روز دامادی تو آیا من..." می خوری باقی سوالت را

مادری ماند بین عشق و جنون، پسری ماند پیش چشمش خون

هر شب از خانه می زنم بیرون، گردنم می كنم مدالت را




برچسب ها :
محمد حسین ملکیان ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  جشنواره شعر لبیک ,  لبیک ,  شعر آئینی ,  شعر , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  مقاومت و پایداری , 


شاعر: وحید طلعت

بخش: مقاومت و پایداری

خورشید خاورمیانه از بحرین طلوع می کند

و در قلب مردمان شرق آرام می گیرد

سایه ها کوتاهتر از همیشه اند

و روزها بلندتر از عمر شب ها

تابستان دلپذیری از راه رسیده است

سرخ و سرخ و سرخ

رادارهای غربی فرصت زیادی ندارند

پرنده ای که از سرزمین من به پرواز در آمده

از مصر و اردن گذشته است

پرهایش مملو از آزادی،

اوج می گیرد

و سایه اش به هر سرزمینی می رسد

دیکتاتوری از پای در می آید

حتی ساکنان کاخهای سفید هم

دیگر صدای اذان را شنیده اند

و با هر خبر بیشتر می ترسند؛

از مردمی که از نماز جمعه بر می گردند

تا دیروز نفت بهانه ی خونی بود

عریانی و ترس بهانه ی بهتری

اما امروز در نسیمی که می وزد

امید بیشتری جریان دارد

پاییز دلپذیرتری در راه است

تمام راهها به قلب مردم ختم می شود

مردمی که در ظهر انقلاب

از نماز جمعه باز می گردند

و بر لبهاشان سلام و صلوات جاری است.

 

·        زندگی مؤمن ارادهی توست 

 دردها خوب میشناسندت، دردها با تو آشنا هستند

دردهایی که خوب میفهمند چه قَدَر در تو بیصدا هستند

دردها، دردهای بیپایان، یادگاران مانده از دیروز

دردها با تو میشوند آرام گرچه آغاز ماجرا هستند

چین به ابروی صبر افتاد و خم به ابروی خود نیاوردی

شاهدِ صبرِ چشمهای تواَند گریههایی که در خفا هستند

زندگی مؤمن ارادهی توست، ای دلت آشیانهی خورشید!

ای که در چشمهای معصومت اشکها غرق در دعا هستند

عشق آغاز آدمیزادیست، فصلی از روزهای آتش و خون

عاشقان سرنوشتشان این است؛ به غم ماه مبتلا هستند

« زندگان همیشه جاویدند کشتگان به راه دین خدا »

پس نباید که از زمین پرسید که شهیدانمان کجا هستند

با همین دستها دعا کردی پسرت را که تا شهادت رفت

بگشا دستهای بدرقه را آخر این دستها شفا هستند

تکیه گاه پرندهها بودی، دلشان قرص از جسارت بود

سروهای همیشه سبز و بلند، از همین روست روی پا هستند

زینب الگوی زندگانی توست، ـ سرور بانوان هر دو جهان ـ

راز اینکه زنان صبورترند، معنی پاکی و صفا هستند        

زندگی معنیاش نجابت توست، راز اینکه حجاب جاوید است؛

زندگی از امید سرشار است، مادران شهید تا هستند





برچسب ها :
وحید طلعت ,  جشنواره شعر لبیک ,  شعر آئینی ,  مقاومت و پایداری ,  لبیک , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  مقاومت و پایداری , 

زمین داره می چرخه، چه چرخشه قشنگی

پیدایش ماه و سال، چه عمر رنگارنگی

عقربه های ساعت، چقد سریع می چرخه

عمر ما رو می بره، شبیه رود کرخه

شبیه رود کرخه، که هی سریع میگذره

علاوه بر خاطره، آدما رو می بره

شبیه اون قدیما، شبیه میدون مین

شبیه یک خمپاره، وقتی میاد رو زمین

شبیه میگ و میراژ، شبیه تیر و ترکش

موشکای پشت هم، مدام می گفت: نفس کش!

دشمن توی جنگ سخت، جوونامونو برده

 ولی ما ها می گفتیم، شهید شده، نمرده

جوون دادیم ولی حیف!، دشمن با یک بهونه

نه چک زده نه چونه، راحت اومد تو خونه

امروز همین رسانه، ابزار جنگ نرمه

لایکای فیس بوکیمون، یه کم مایه ی شرمه

شهید مرده یا زنده؟!، بابا چه فرقی داره

ماهواره تو این شبا، سریال شرقی داره

شهید چرا رفته بود؟! به من چه ربطی داره!

فقط بگو نسترن، کجا کامنت میذاره؟

شهید واسه کتاباست، قصه هاشون جالبه

ولی تو این رسانه، عکس و درام غالبه

شهیدا رو ول کنید، عصر عصرِ ارتباطه

وات ساپ و وایبر و لاین، دوره ی اختلاطه

سوژه ی هر گروهی، عکسای بی حجابه

خیلی سریع شِیر میشه، انگاری که یه خوابه

***

غیرتمون کجا رفت، شهید رفته واسه کی؟!

دین هم شده بازیچه، فروختیمش به هرچی

وصیت شهیدا، حجاب و حفظ دینِ

ساپورتای جور واجور، حجاب لابد همینه!

مانتوهای جلوباز، با عشوه و قِر و ناز

آرایش غلیظ و، نگاه پر رمز و راز

زمونه بدجور شده، اوضاع عجیب غریبه

آمار بی حجابی، تو جامعه مهیبه

منکر شده معروفو، امر به معروف زیاد

از تو خیابونامون، بوی گناه، خوب میاد

شهید حالا قصه هاش، دفن شده تو کتاباش

فقط سالی یک دفعه، خونده میشه وقت آش

این آش یه استعاره ست، به معنی آب و نون

یعنی شهید و می خوایم، فقط واسه دنیامون

حسین کیاء

اللهم عجل لولیک الفرج

 




برچسب ها :
حسین کیاء ,  حسین کیا ,  بی حجابی ,  شعر آئینی ,  مقاومت و پایداری , 

موضوع :
مقاومت و پایداری , 

بوی پیراهن یوسف از كربلا می آید ....

چشم روشنی زهرا

سر در طبق می آرند !!!

علیرضا شایگان




برچسب ها :
علیرضا شایگان ,  شعر ,  شعر آئینی ,  امام حسین (ع) ,  حضرت زهرا(س) , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

علم بر دوش یزدانی اباالفضل
شکوه عشق و ایمانی اباالفضل
نشاید بی وضو نام تورا برد
که چون آیات قرآنی اباالفضل
تورا بشنیدن و خواندن ثواب است
قمر،والنجم، فرقانی اباالفضل
شبیه کعبه لبریز از طواف است
در آنجایی که مهمانی اباالفضل
شهیدان را حسین، آقاست، اما
تو. هم رشک شهیدانی اباالفضل
در آن میدان که فرمانده حسین است
مطیع محض فرمانی اباالفضل
تو آن ماهی ، که میگردد جمالت
درخشان تر به هر آنی اباالفضل
غریب کربلا را قوت قلب
امید هر پریشانی اباالفضل
گهی خورشید را میر علمدار
گهی سقای طفلانی اباالفضل
گهی آب آور آن طفل بی شیر
گهی هم شیر میدانی اباالفضل
تو را سوگند بر لبهای اصغر
نظر بر ما فکن آنی اباالفضل
........................................
یازینب
پرورده ی شاه لافتایی زینب
آیینه ی کربلا نمایی زینب
پیغام رسان لاله هایی، اما
خود نیز شهید کربلایی زینب

مرتضی اسداللهی صابر




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  حضرت ابوالضل(ع) ,  حضرت زینب(س) ,  مرتضی اسداللهی صابر , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

سلام آقا سلام ای نور یزدان

عزیز فاطمه ای ماه تابان

سلام ای روح قرآن و مناجات

تویی طاووس جنت باب حاجات

سلام ای انبیا خدّام کویت

ملائک یک به یک مشتاق رویت

سلام ای یادگار شاه لولاک

وصی مرتضی آن شاه بی باک

سلام ای داغ دار درد سینه

الا ای زخمی یاس مدینه

سلام ای بی قرار داغ مادر

که میسوزی به یاد سینه و در

سلام ای یادگار سبط اکبر

حسن آقا شفیع روز محشر

سلام ای جلوه ی جد غریبت

که اشک ماتمش گشته نصیبت

سلام ای برده ارث از حضرت درد

شکست از بس به غربت ناله ها کرد

سلام ای همچو باقر مخزن علم

نمایان است در تو توشه از حلم

سلام ای آنکه چون صادق درخشی

علومت را به عشاقت ببخشی

سلام ای همچو کاظم در اسیری

اسیر غیبتی ای که امیری

سلام ای چون رضا در رأفت و علم

علوم کامله ای منتهی حلم

سلام ای جود و احسانت مداوم

چو جواد الائمه فضل دائم

سلام ای همچو هادی هادی ما

به شرط عشقتان پیدا رَه از چاه

سلام ای چون پدر مظلوم دوران

نظر کن جان مولا سوی یاران

به اجداد غریبت کن دعایی

که قبل از رفتن عبدت بیایی

بیایی تا ببینم روی ماهت

بیایی تا بگردم خاک راهت

سیروس بداغی




برچسب ها :
سیروس بداغی ,  شعر ,  شعر آئینی ,  امام زمان(عج) , 

موضوع :
امام زمان عجل الله فرجه , 

دستم بگیر_دلبرا!شده ام بی تو،من "حقیر"

غفلت گرفته مرا_در بند دنیا....شدم "اسیر"

با هر دو دستِ پرُ گُنهم آمدم....گداییــت!!

تا با هر دو دستِ خود بدهی به این "فقیر"

من سائلم_نشانیِ درگاهِ تو کجاستـــــ؟

خواهم نشینم،به راهِ تو...نگاهم کنی "امیر"

آرام نمیشود،چه کنم؟_دل بیقرارِ توست

قدری برس_تو به حال و روزِ این"صغیـر"

من...من...نه عزیزا...فقط تو مطرحی!

این_یک منِ ناچیز را از خودم "بگیـــــــر"

دارم به سر.....روز و شبم را هوایِ تو

من بد_ولی تو؛نِعمَ المولیّ و "النصیـــر"

لنگ استـــ،تمام زندگیم_بی پناهِ تو....

دستی بگیـــر رویِ سرم،یاایها "المُجیــر"

فاطمه مباشر امینی

 




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  فاطمه مباشر امینی ,  امام زمان (عج) ,  مناجات , 

موضوع :
امام زمان عجل الله فرجه , 

شب شد دوباره آمدم با قلب خسته

بغضم به روی گونه ام امشب شکسته

سجاده ام خیس است از اشک ندامت

راه اجابت را گناه عمری است بسته

عشق از میان سفره ی دل پر کشیده

جایش فقط حسرت به کام من نشسته

دستی که با تربت رفیقش کرده بودند

حالا ببین آن دست از تربت گسسته

اصلا چرا تربت ز دست ما جدا شد

اشک فراق کربلا از ما قضا شد

درس وفادار یِ زینب خوانده بودیم

اما قلوب ما به زینب بی وفا شد

ما در دوکوهه با شهیدان عهد بستیم

گفتیم تا آخر به پای حق نشستیم

اما گذشت و پای حرف خود نبودیم

آری فقط اسم شما را می ربودیم

ما در شلمچه تکه های گنج داریم

یک کربلا نه کربلای پنج داریم

یک لشکر از خوبان برای جنگ رفتند

پرسیده ای آیا زِ آنان رنگ داریم؟

یا رب به چشم مست ابراهیمِ همت

سوگند بر دست حسین و نعش احمد

بر زخم عبد تو جهان آرا محمد

ما را ببخشا و نظر کن از کرامت

سیروس بداغی




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  سیروس بداغی ,  کربلا ,  مقاومت , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) ,  مقاومت و پایداری , 

پریشانی (تقدیم به ساحت مقدس امام زمان (عج)

دیریست که در بند پریشانی خویشم

سرگشته از این بی سرو سامانی خویشم

با هجر سفر کرده ی تنهای زمانه

در کلبه ی سر در گم ویرانی خویشم

"بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمر

افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم"1

دریا شده آرام پس از جوشش انبوه

من در هوس کشتی طوفانی خویشم

عمری به گنه بوده ام آلوده ولیکن

امروز دگر غرق پشیمانی خویشم

تا دیده شود شمس فروزان عدالت

در صبح گه قصه بارانی خویشم

گویا همه جا پر شده از وصف جمالش

من شیفته ی سرور نورانی خویشم

تا جلوه نمایی به نظر غایب پیدا

من در پی آیین مسلمانی خویشم

آرام شبی در نظرم جلوه نمودی

انگار هنوز از پی حیرانی خویشم

گفتی که به پایان برسد غصه هجران

افسوس ولی در غم پنهانی خویشم

امید وصال تو دگر تاب مرا برد

من خسته از این حالت بحرانی خویشم

زهرا قاسمی کردیانی

 

1- تضمین از شعر حضرت آیت الله خامنه ای(مد ظله العالی)

 




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  امام خامنه ای ,  امام زمان (عج) , 

موضوع :
امام زمان عجل الله فرجه , 

زبان حال کبوتر کربلا با کبوترهای بقیع و مشهد

کبوترهای بقیع و حرم امام رضا!

کفترم ، مثل شما پر می کشم رو کربلا

درد دلهای شما دو هم زبون رو شنیدم

من باچشمای خودم بقیع و مشهد رو دیدم

ولی کاش می شد بیاین زایر کربلا بشید

بیاین و با غم من یک کمی آشنا بشید

اینجا دوتا گنبده نزدیک بین الحرمین

حرَم آقام اباالفضل و آقام امام حسین

مثه ماه و خورشیدن،  از همه کس دل میبرن

کشتی نجاتن و آدمو ساحل میبرن

اینجا هر جا که بری پر از صدای زینبه

پر گریه های یک دخترک تشنه لبه

اینجا اشکای امام حسین و اکبر رو دیده

اینجا یک غنچه ی نشکفته تو خاکش خوابیده

کبوترهای بقیع و حرم امام رضا!

دلشو اگه داری،  ی روز بیاین به کربلا

مرتضی اسدالهی صابر




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  مرتضی اسداللهی ,  امام حیسن (ع) ,  کبوتر بقیع , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) ,  امام رضا علیه السلام , 

اسدالله چنان جلوه ی داور دارد

کادمی شک به خدا بودن حیدر دارد

کعبه که جای خودش سیزدهِ ماه شما

بهتر آن بود زمین نیز ترک بردارد

من نمک گیر توام رزق مرا میدهی و

شاعر از دست شما لطف مکرر دارد

صاحبم هستی و شهرنجفت خانه ی من

خانه از لطف شما اینهمه نوکر دارد

مثنوی آمده هی دور سرم میچرخد

باز این شعر ندانم که چه در سر دارد ؛

"أنت خیرالبشر" ای حضرت خورشید، علی

"من أبی قد کفر" ای سایه ی توحید، علی

کار و بارم شده هی مست کنم با نامت

لعن الله علی دشمن خون آشامت

ساحت حیدریِ با کرمت را عشق است

به تمامیت ارضی حرمت را عشق است

به امانات حرم عقل خودم را دادم

"زلف برباد مده تا مدهی بر بادم"

سجده بر پادری صحن تو حرمت دارد

گرد و خاک حرمت خصلت تربت دارد

این قَدَر باده مده باز به هم میریزم

آن قَدرَ باده بده تا بشود برخیزم

"باب قبله" شده ای باب خداهم آری

تو عبایی به سر "آل عبا" هم آری...

تا که "أکملت لکم" از دمش آوازه گرفت

دینم از حب تو مولا نفس تازه گرفت

نفسی تازه ز صحرای غدیرم داده

مادرم ذکر علی گفته و شیرم داده

عشق بین المللی، عشق تو طالب دارد

بردن نام شما سجده ی واجب دارد

ذوالفقار آمدو خشم تو خدا رحم کند

کاسه ی خون شده چشم تو خدا رحم کند

من به قربان تو و آن رجز خیبری ات

نام "یافاطمه" بر خاتم انگشتری ات

ذوالفقار و دَم یا فاطمه در جان داری

چه مراعات نظیری تو به میدان داری؟!…

مرحب آمد فقط از جسم سرش برگشته

یک نفر آمده و چندنفر برگشته

وسط معرکه طوفان شده سبحان الله

لشگر از ترس گریزان شده سبحان الله

یک تنه موج برانگیخته ای یعنی چه؟

لشگری را تو به هم ریخته ای یعنی چه؟

سیل از بند خروشان شده را میمانی

شیرِ دنبال غزالان شده را میمانی

رعد و برق نَفَست دیو به زانو بکشد

وقت هوهو زدنت فاطمه هم هو بکشد

پهلوان، باده ی عشق تو چشیدن دارد

ناز شست تو علی، رزم تو دیدن دارد.

 

سیدنیمانجاری




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  سید نیما نجاری ,  عید غدیر ,  امام علی (ع) , 

موضوع :
عید غدیر , 

عالی مقام هستی

غیر از علی بگو کیست؟

ان ضد بت پرستی

غیراز علی بگو کیست؟

بی خود شدم ز خود من

از هیبت و وقارش

معنی عشق و مستی

غیر از علی بگو کیست؟

تنها بشر که مثل

ذات خدا عجیب است

دور از عقول مردم

غیر از علی بگو کیست؟

هرکس کنارقبرش

ره یافت سوی الله

ان باب حق پرستی

غیر از علی بگو‌کیست؟

قدرش چو لیله ی قدر

نطقش چو نطق قران

اعجوبه ای به دوران

غیرازعلی بگوکیست؟

شمشیر ذوالفقارش

چون سوره ی برائت

برنده تر ز قران

غیرازعلی بگوکیست؟

خوانده خدا امیرش

با وصف بی نظیرش

امیرمومنان را

غیراز علی بگو‌کیست؟

رفتم به طوف کعبه

دیدم دهان گشاده

گفتا همه علی و

غیراز علی بگو کیست؟

سیروس بداغی

 




برچسب ها :
شعر ,  سیروس بداغی ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  امام علی (ع) , 

موضوع :
امام علی علیه السلام , 

صدهزاران شکر برگو کردگار پاک را

روزه بگرفتی زدودی از دلت خاشاک را

میرود ماه خدا ومی رسد عید خدا

بنده مومن در این مه سرزده افلاک را

در شب آخر روا باشد که احیایی شوی

فرصت آخر رسیده مومن چالاک را

چاک می گردد گریبان در وداع ماه حق

ای خدا دریاب یاران گریبان چاک را

فطره ات را در کناری نه،برای مستحق

کن رعایت سنت شاهنشه لولاک را

اول شوال عید فطر باشد روزه دار

موسم افطار باشد ترک کن امساک را

در نماز عید شرکت کن کنار مومنین

می دهد مزدی نکو حق صائم دل پاک را

اسماعیل تقوایی




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  عید فطر ,  ماه رمضان ,  اسماعیل تقوایی , 

موضوع :
عید فطر , 

ما خادم الرضاییم

آورده نجمه طفلی ، طفلی که بی بدیل است

تابان مثال خورشید،جاری چو سلسبیل است

بر دست باب حاجات ، غرق است در مناجات

او شمس مشرقین است، این بهترین دلیل است

یوسف به پیش پایش،چون قطره نزد دریاست

عیسی به گوش من گفت، او بهترین مداواست

نوح و خلیل و موسی،خادم به بارگاهش

حاتم نشسته عمری ،برسفره ی عطایش

قرآن کتاب مدحش،مداح او خدایش

باشد رضای الله محصور در رضایش

جود و کرم بجوشد،همواره از سبویش

ما خادم الرضاییم آوارگان کویش

سیروس بداغی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  امام رضا علی السلام ,  سیروس بداغی ,  میلاد امام رضا علی السلام ,  ضامن آهو , 

موضوع :
امام رضا علیه السلام , 

پدرم گفت به من ای پسرم

که به من کرده سفارش پدرم

نوکری آل حیدر برگزین

که تمام خیر باشد در همین

نوکری خویش را ابراز کن

تا ابد بر نوکریت ناز کن

 

ارسالی از طرف وبلاگ شب دهم




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  وبلاگ شب دهم ,  امام علی علیه السلام ,  آل حیدر , 

موضوع :
امام علی علیه السلام , 


تعداد صفحات : 17

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |