منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

به نامش و به یاریش
با سلام.
بی مقدمه بگویم؛ حضرت آقا در دیدار با شعرای آئینی در تابستان نود به نکات ارزشمندی اشاره فرمودند که ما را به راه اندازی این وبلاگ جهت حرکت در مسیر فرمایشات ایشان وا داشت.
به چکیده ای از نکات ایشان اشاره می کنم:
«شعر و شاعری یک نعمت خدادادی است که به صورت جوششی یا کوششی می توان از آن استفاده برد. آنچه که در این میان از اهمیت برخوردار است، به جا آوردن شکر این نعمت و اسراف نکردن در استفاده از این قریحه ی خدادادی است.
شعرا باید با استفاده از محتواهای دینی- مذهبی و مضامین عالی و معارف قوی در شعر، شکر این نعمت را به جا آورند و سطح ذوق و تأمل مردم را بالا برند.»
ما شعرای به اصطلاح مذهبی باید هر چه بیشتر برای تسریع در پیش بینی مقام معظم رهبری مبنی بر نزدیکی یک اوج شعری مجدد در کشور، به تکمیل، پخته تر و عمیق تر کردن شعر های خود بپردازیم.
این امر، جز با دوری از محیط های فرهنگی- هنری فاسد و ایجاد نشست های شعری بین شاعران مذهبی متعهد به آرمان های انقلاب امکان پذیر نمی باشد.
ما نیز سعی کرده ایم تا با ایجاد محیطی مجازی و دعوت از دوستاران شعر آئینی، باشگاهی مجازی به منظور رشد شاعران و شعر آئینی تشکیل دهیم.
به امید موفقیت، و تحقق هر چه زودتر آرمان های انقلاب و رهبری
با تشکر
مدیر وبلاگ - حسین کیاء
bashgahsher@gmail.com
جستجو
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

با سلام

علاقه مندان به ارائه شعر در این وبلاگ، می توانند اشعار خود را به صورت

 نظر خصوصی به مدیر وبلاگ ارسال نمایند تا پس از بررسی منتشر گردد.

همچنین به اطلاع می رساند که صفحه ای با نام باشگاه شعر آئینی در نرم افزار تلگرام تشکیل شده است که شاعران گرامی می توانند به منظور تبادل اشعار با شاعران دیگر، به این گروه بپیوندند.

در صورت تمایل در قسمت نظرات اعلام نمائید

موفق باشید

یا علی





موضوع :
یادداشت , 

همه ساکت هستند

و جهان در خواب است؛

خوابی از جنس جفا

گوشها کر شده اند،چشمها نابینا

کودکی جان داده،زیر پای شیطان

شده عادت انگار،مرگ صدها انسان

عصر ما را باید،عصر ذلت نامید

عصر مرگ عزت،عصر مرگ ناهید.

مرتضی قاسمی




برچسب ها :
مرتضی قاسمی ,  شعر ,  شعر آئینی ,  مقاومت و پایداری ,  وهابیت , 

موضوع :
مقاومت و پایداری , 

از کرســــی نُه فلک فرود آمــــد ماه

بر مشــرق کربــــلا و بر آن درگــــاه

از جاده معــــــراج محـــمد (ص) آمد

با غیــــرت هاشمی و با صولت شاه

ناگـــاه زمیـــن از برکــاتـــش پر شد

شه داده بر این نکته ، بر این راز گواه

شـهد کلماتش از عســل شیــرین تر

آندم که چکیـــد از لبــــش سِـــــرُّالله

از خیمه برون گشت زمین روشن شد

از حیرت این منـــظره خشکید نگــــاه

"شد حبس نفس‌ها چو عیان شد رویش

تـا آیـــنه گَـرد غــــم نـگـــــیـــرد از آه"

فریاد "انا بن الحســن" اش در افـلاک

پیچیـــد و فتـاد از عظمـــت در افـــواه

در معرکه غوغا شد و طوفــان سر داد

یادآور پیکــــارِ "جمــــل" گشت سپـاه

شیطــان ز شهامتش تهــی قالب کرد

سر داد قضـــای سجده در لغزشگــاه

از عـــرش صـــــلای اســـدالله آمــد :

لــــا حــــول و لــــا قـــــوة الـــا بـــالله

ناگه ز فـــرس فـــتاد و شیطـــان آمـد

از کینِ پدر یوســفش انداخـت به چاه

یعقوب نبی طاقت تکــرار نداشت ...

پیچیــد در آسمان نـــدای "عمّـــاه"

 

* * * مربع * * *

 

هنگـــــامهء نی نامهء یـــک نسل آمد

با سوز نی اش ویسِ قــرن شد همراه

تفسیــر شد احلی من عسـل بر کام

ما نســل جوان ، "سَیِّـــدُ نا روح الله"

هادی ماهیکار



برچسب ها :
هادی ماهیکار ,  شعر ,  شعر آئینی ,  عاشورا ,  امام حسن ,  امام حسین , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

 

گریه میان روضه ی تو افتخار ماست

شال سیاه بزم عزا اعتبار ماست

 

شغلِ شریفِ حلقه به گوشیِ شاه عشق

موروثی و وصیت ایل و تبارِ ماست

 

هرسالِ ما به نامِ تو تحویل میشود

اصلا شروع ماه محرم بهار ماست

 

دنیای مازجنس سیاهی ولی بدان

عشقت طلوعِ نور،به شب های تارماست

 

چون مست جام و باده ی دستان حیدریم

ارض و سما و عالم امکان خمـــآر ماست

 

محمدصالح کریمی




برچسب ها :
محمدصالح کریمی ,  شعر ,  امام حسین علیه السلام ,  امام حسین ,  محرم ,  عاشورا , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

در وفات مادر خیر النساء

حضرت احمد شده صاحب عزا

تا زچشم فاطمه اشکی چکید

لرزه بر جانش فتاد اُم ّ القری

منیره عابدی




برچسب ها :
منیره عابدی ,  شعر آئینی ,  حضرت خدیجه ,  حضرت خدیجه سلام الله علیها , 

موضوع :
حضرت خدیجه سلام الله علیها , 

کم کم هلالِ ماهِ خدا می رسد ز راه

اوقاتِ نابِ اهلِ بکاء می رسد ز راه

مهمان کند خدا همگان را به سفره اش

وقتی که ماهِ جود و سخا میرسد ز راه

گُل میکند به لب همه دم ذکر یا علی

زیرا بهارِ اهلِ دعا می رسد ز راه

ماهِ مجیر و جوشن و شب های عاشقی

ماهِ جنون و ماهِ صفا میرسد زِ راه

دستت دراز کن چو گدا سمتِ سفره اش

وقتی گدا به پشتِ گدا میرسد ز راه

امضا کند خدا گذر از نار دم به دم

چون ماهِ توبه ، ماهِ عطا میرسد ز راه

وقتی که ماهِ خوبِ خدا رو کند به ما

فرصت برای ترکِ گناه میرسد ز راه

معلوم میشود که عزیزی به نزدِ حق

وقتی بلا به پشت بلا می رسد ز راه

هر لحظه اش عبادت و هر ساعتش نکو

اوقاتِ سر به سر چو طلا میرسد ز راه

پُر میشود فضای دل از عطر عاشقی

لَا تَقْنَطو بر اهلِ خطا میرسد ز راه

بس کن دگر گناه که گناه سد عاشقی است

الطافِ عاشقانه جدا میرسد ز راه

میترسم از گناه و امیدم به رحمتش

وقتی که ماهِ خوف و رجا میرسد ز راه

ماهِ غمِ علی شهِ لولاک میرسد

یعنی که ماهِ اشک و عزا می رسد ز راه

افطار گر کنی همه دم یادِ لعلِ او

الطافِ سیّدالشهدا می رسد ز راه

گر خوب بندگی کنی ای دل به هر صباح

توفیقِ طوفِ کرب و بلا میرسد ز راه

وقتی به یادِ کرب و بلا بغض میکنی

صدها ملک ز ارض و سما میرسد ز راه

دنیا شود بهشتِ برین شک نکن دمی

وقتی قدومِ شاهِ وفا می رسد ز راه

«عَجِلْ عَلی ظُهُور وَلِیّک » خدای من

پس کی ز کعبه صاحبِ ما میرسد ز راه؟

از آتشت هماره " بداغی " شود رها

چون شاهِ دین به روز جزا می رسد ز راه

 

سیروس بداغی




برچسب ها :
سیروس بداغی ,  شعر ,  رمضان ,  شعر آئینی ,  ماه رمضان , 

موضوع :
ماه مبارک رمضان ,  امام علی علیه السلام , 

در تاب وتب توست دل وجانی اگر هست

مشتاق ،پرازشوق،پریشانی اگر هست

خورشید هم از خانه ی مهر تو زند سر

هر صبح تماشاگر ایوانی اگر هست

دلتنگی بغضی است که ابری شده درخویش

بر پنجره ات نم نم بارانی اگر هست

از شوق گلابِ توشدن، می پرد آقا!

غم، از سرهر قمصر کاشانی اگر هست

تا هست مرصع تر از این سلسله ننوشت

در شهر نشابور قلمدانی اگر هست

صد سجده به آیات قدومت زده تا توس

پیشانی هر ریگ بیابانی اگر هست

در جذبه ی آئین تو اعجاز، عجب نیست

هردم خبر از تازه مسلمانی اگر هست

ما درخور این خطه و این خاک نبودیم

مدیون شماییم خراسانی اگر هست

مجتبی نظام آبادی




برچسب ها :
مجتبی نظام آبادی ,  امام رضا علیه السلام ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  مولودی , 

موضوع :
امام رضا علیه السلام , 

دلـــــم گرفت و غرورم چکید و باران شد

انیس و مونس دردم لهــــوف و قرآن شد

حرم ... گرفته گلویم ، زبانم عطشان شد

و صبح و شام و غروبم بدون سامان شد

قلم به دست و برایم حماسه در راه است

پر از گلایه پر از استغــــاثه .... در راه است

شنیده ام لغت "حرمت" از میان رفته

و نور کـــــــوکبِ کرسیِّ آسمان رفته

حریــــم آیهء نجــــــم از کنارمان رفته

چو "زیــنبیه" به دست حرامیان رفته

برای این سخنم استخاره لازم نیست

ز آیه،آیه،به غم استعاره لازم نیسـت

ستاره ای که نمازی نشــــــسته میخواند

دلش شکسته سرودی شـکسته میخواند

و جبرئــــیل امیــــــن را نهفــــــته میخواند

قمـــــر برای ستاره ، "نه خسته" میخواند

دل خطابه عشـــق از بلا چو کــــامل شد

دوباره آیه وحــــی ستــــــاره نــــازل شد

قلم به گوشه دفتر دگر ســـــکون دارد

ولی ز حال غریــــبان به سر جنون دارد

مجاهدانه نویسد چو "یسطــرون" دارد

حمایتی ز خداونـــد و "غالبـــــون" دارد

بدون خون قلم از "فی البطون ، جنون" تا کی؟!

به انتظار صــــلای "یـــجاهـــدون" تا کی؟!

پر از کنایه شد از استـــعاره لبریـــــــز است

و خون بجای دواتــش نشسته سرریز است

نوشت "زینـــب" و این بند غم بلا خیز است

و بند هستی شعرش به روی این میز است

در انتظـــار نگاهــــم ... سمـــات میخوانم

درون صحــــن تو از خاطـــرات میــخوانم :

کشید دست مرا زینت کساء ... رفتم

کریم بود و من از مشـــهد الرضا رفتم

مدافعانه به سوی حـــــریـــم ها رفتم

و در میانه راهم به کــــــــــــربلا رفتم

رجـــــا رجــــا به امید رسیـــدنت دارم

رسیدنــی به حرم بهـــر دیدنـــت دارم

قلم برای من است و غـــزل برای تو است

مَفـــــاعِلُن فَعَلاتُن فَعَـــلْ ... برای تو است

ز مشــتری به عطارد "زحل" برای تو است

اَملْ برای من است و عمــل برای تو است

کرم نما به غلـــامت ... حرم نصیبم كن

و شهدی از بركات غمت عطایم كن

"از آسمان نگاهـــــت ستاره میخواهم"

برای این دلِ دلبســته چـاره میخواهم

و خانه ، گوشه صحنت اجاره میخواهم

گمان كنم كه تو را با اشـــاره میخواهم :

سكوت و اشك و كنایه اشاره هایم بود

سجود آخر ماتم نشانهء غم بود

هادی ماهیکار




برچسب ها :
هادی ماهیکار ,  مدافعان حرم ,  حضرت زینب ,  شعر آئینی ,  شعر , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) ,  امام رضا علیه السلام , 

چند خطی برای اوباما

ای اوباما جانِ بابا حرف من را گوش کن

جامی از دستم بگیر و جام دیگر نوش کن

روبرویم لحظه ای بنشین‌ و گوشت باز کن

جانِ هر کس دوست داری کم برایم ناز کن

دوست دارم چند سطری حرف دل گویم تو را

تا بدانی حق چه باشد زین سبب جویم تو را

گفته ای باید که تسلیمت شود این میهنم

میشود تسلیم وقتی سر نباشد بر تنم

من جوانِ اهل ایران اهلِ سازش نیستم

چون که با یادِ حسین آن شاهِ دوران زیستم

من به دنبال غرور و هیبتِ ایرانی ام

شاهدش باشد دلیل و منطق قرانی ام

من فراوان زخم خوردم از تو و از دولتت

کد خدای من نباشی ، ای هویدا ظلمتت

کد خدا تنها خدا باشد ، وَ باقی چون سراب

آن که گوید کد خدایی ، گفته حرفی ناصواب

ان که دارد اعتمادی ، حسن ظنی بر شما

میخورد هم چوب خلق و میخورد چوبِ خدا

شهریاری ، احمدی روشن ، گلانِ پر پرند

این شهیدان آبرو از کاخِ " أبْیَضْ " میبرند

روی میزت صد گزینه تا بجنگی بی هوا

ما توافق میکنیم، اما توافق با خدا

آن خدایی که به ما فرموده شیطان دشمن است

او برای دوری از تو یک دلیلِ متقن است

پس توافق میکنیم ما با خدای ذوالجلال

باشد این راه سعادت باشد این راه کمال

در توافق با خدامان بُرد با ما هست و ما

چون که او در سر ندارد حُبِ پست و حُبِ جاه

اقتصاد ما مقاوم میشود این را بدان

چون که باشد رهبرِ ما نائبِ صاحب زمان

سیروس بداغی




برچسب ها :
سیروس بداغی ,  اوباما ,  شیعه ,  شعر آئینی ,  شعر ,  پایداری , 

موضوع :
امام علی علیه السلام ,  مقاومت و پایداری , 

ز چه دنبال تماشای خدا میگردی

یک نظر رو به علی کن که علی وجهِ خداست

بی علی صوم و صلاتت همگی نقشِ بر آب

شرط توحید علی باشد و جز او به فناست

مرده را زنده کند با نگهی شیرِ خدا

این غلو نیست علی مردِ مسیحا نفساست

کعبه بگرفته اگر حرمت و شأنی زٍ ازل

ز قدم های علی خواجه ی عرفانیِ ماست

ز چه نالانی و از درد به خود میپیچی

مدحِ مولا بنما مدحِ علی رازِ شفاست

آن چنان جلوه نموده است خدا در حیدر

من ندانم که علی بنده بُوَد یا که خداست

قلمم آب شد از حسرت و خجلت به خدا

چه بگویم ز علی زان که علی فوق ثناست

سیروس بداغی

 




برچسب ها :
سیروس بداغی ,  امام علی علیه السلام ,  علی ,  شعر ,  شعر آئینی , 

موضوع :
امام علی علیه السلام , 

شیعه!

 

شیعه برگو چه کسی است دراین عصر؟

زحسودی یهود,هست به حصر!!!

 

شیعه یعنی که فضائل همه یکجادارد

شیعه ی واقعی درقلب همه جادارد

 

شیعه آن است که تسلیم خداست

ووجودش همه ازصبرو صفاست

شیعه آن است که ایمان آورد...

که علی حجت حق,شیرخداست

 

شیعه یعنی که پرازایمان است

حرف حرفِ دلِ او باران است

 

شیعه دستش زکَرَم خالی نیست

متوسل به علی,آلِ علیست

 

شیعه یعنی که سراپاتسلیم

کامل ازحق شده بر او تنعیم

 

شیعه در زندگی اش نیست رها

پله پله رَوَد او سوی خدا

 

شیعه یعنی که نباشد عاطل

شیعه برحق,وزهق الباطل

منیره عابدی




برچسب ها :
منیره عابدی ,  شیعه ,  امام علی علیه السلام ,  شعر آئینی ,  شعر ,  شعر مذهبی , 

موضوع :
امام علی علیه السلام , 

در سحرگاهان نوای عاشقی سر داده است

سر به دامان خدایش در سحر بنهاده است

در سحر گاهان شمیم یار را احساس کرد

یادی از یاس نبی و چرخش دستاس کرد

در سحرگاهان تمنای وصال یار داشت

دست در نگذاشت اما شیر حق اسرار داشت

در سحر گاهان کتاب عشق را تفسیر کرد

آیت حق را هویدا از سر تدبیر کرد

در سحرگاهان چو طایر در کف صیاد بود

خود علی آگاه بود و بی گمان او شاد بود

درسحرگاهان روان شد تا بجا آرد نماز

رو به سوی کعبه جانان خدای چاره ساز

در سحر گاهان کدامین بنده حی جلی

مرحمت بر قاتلش کرده به گیتی جز علی

در سحرگاهان به جای بستر پاک نبی

خفته در محراب خون از بهر دادار جلی

در سحرگاهان قرار ازعالم هستی ربود

تانوای فزت رب الکعبه را ازدل سرود

محمد نجاردزفولی




برچسب ها :
محمدنجار دزفولی ,  شعر آئینی ,  امام علی علیه السلام ,  شعر مذهبی ,  شعر , 

موضوع :
امام علی علیه السلام , 

خدایا کو علی شاهی که در فکر یتیمان بود

به رگبار غم وغصه پناه بی پناهان بود

شب و نخل و دل صحرا همه آگه ز اسرارش

همیشه در مناجاتش به یاد بی نوایان بود

به شبهای پریشانی به کوفه ناخدا می شد

یتیمان را پدر می شد انیس پیر لرزان بود

به محراب دعا هرشب مناجات خدا می کرد

نهان از چشم نا اهلان علی گریان گریان بود

گمان از جهل این امت به آوای شباهنگی

چو مرغی ناله سر می داد وآزرده ز دوران بود

به سوی کعبه جانان علی امشب روا ن گشته

همه راز جهان امشب بگوید چونکه برهان بود

کسی نشنیده از صحرا ز بحر بیکران دریا

امیری خفته در بستر به فکر قاتل جان بود

همه دل داده ی اوییم چو پروانه به گرد او

صفای سینه ما هم چو مادر زرد و بی جان بود

کبوتر بود و از بام دل شیدای ما پر زد

حذراز رفتنش دارم چو مام افتان و خیزان بود

سفر در پیش روی تو. گمان در باوری ناید

برای مرهم دردت به کوفه ذکر قرآن بود

محمد نجاردزفولی




برچسب ها :
محمدنجار دزفولی ,  امام علی علیه السلام ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی , 

موضوع :
امام علی علیه السلام , 

دلم گرفته و باران دوای درد من است

نگاه گرم تو اقا شفای درد من است

منم كویر و دلم تشنه ی محبت توست

تمام ارزوی من اقا،نظر به روی تو است

بدم قبول،خرابم تو راست میگویی

ولی بدان كه امیدم به ابروی تو است

بریدم از جهان و گدای كوی تو ام

بدان كه دست من اقا،فقط بسوی تو است

اسیر عشق تو ام،بیا و ظهور كن

بدان دلم همیشه،در ارزوی تو است

مرتضی قاسمی




برچسب ها :
مرتضی قاسمی ,  امام زمان عج ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  ظهور , 

موضوع :
امام زمان عجل الله فرجه , 

پدر لب تشنه می ماند و پسر لب تشنه تر می رفت

خدا می داند آن لحظه چه ها که بر پدر می رفت

صدا زد: من علی بنِ حسین بنِ علی هستم

یکی از بغض نامش دیگری از حرص زر می رفت

مگر آن شاخه ی پرپر توان استقامت داشت؟

که جلادی برای چیدن گُل با تبر می رفت

چنان شوق پریدن داشت در سر، دشت شاهد بود

تنش یک سوی میدان و سرش بی بال و پر می رفت

چه می گفت او به روی نیزه ها با تاب گیسویش

که هر بادی که می آمد خراب و در به در می رفت

***

عمو می خواست از دشمن بگیرد انتقامش را

به قصد جنگ با آنها نرفت اما اگر می رفت...

مجید ترکابادی




برچسب ها :
مجید ترکابادی ,  امام حسین(ع) ,  عاشورا ,  شعر ,  شعر آئینی , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

حسرت پنجره ام رو به حرم وا شدن است

وقت تحویل ، تو را محو تماشا شدن است

خیس باران شدن و هروله های دل تنگ

پنجه در پنجره فولاد تو رسوا شدن است

احسن الحال کنارتو غریب الغربا!

وبهاری که شریک غم مولا شدن است

زعفرانی شود این عید که عیدانه ی ما

متبرک به نگاه گل زهرا شدن است

اولین سین من امسال در این سفره ی سبز

"سجده" ی شوق به شکرانه ی شیدا شدن است

***

غرق رویای حرم، در شب غم گم شده ایم

کم کم ای ماه بیا ... موعد پیدا شدن است

حمیده پارسافر




برچسب ها :
حمیده پارسافر ,  شعر آئینی ,  امام رضا ,  مشهد ,  شعر ,  اهل بیت(ع) , 

موضوع :
امام رضا علیه السلام , 

بابا تو رفتی خانه ام غرق عزا شد
زهرای تودرگیر با جور وجفا شد

بابا سفارشهاری من کردی به مردم
برخیز وبین حق سفارشها ادا شد

بعد تو بر پا گشت جنجال سقیفه
در جانشینی بعد تو جانا خطا شد

بابا فدک را که عطایت بود بر من
از دست من با حکم بیجایی رها شد

در پشت درب خانه ی جان تو حیدر
با هیزم جهل وجنون آتش به پاشد

با ضربتی بر در سپس بر بهلوی من
نو غنچه ی نشکفته ام محسن فدا شد

گشتم به ضرب دست جانی نقش کوچه
کوچه حسن را بعد از آن ماتمسرا شد 

دست علی بستند وبر مسجد ببردند
ناچار او تسلیم این حکم قضاشد

از جور نامردان حاکم بر مدینه
عمر یگانه دخترت غرق فنا شد

پیوست با تو بوده بابا حاجت من
دخت تو با مرگی چنین حاجت روا شد

اسماعیل تقوایی



برچسب ها :
اسماعیل تقوایی ,  حضرت زهرا (س) ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی , 

موضوع :
حضرت زهرا سلام الله علیها , 

گرفته صحن دلم بوی عطر یاس کبود

دوباره غصه و ماتم، دوباره قصه ی دود

دوباره پشت درم، پشت میله های بقیع

تمام سینه ی من سوخت، وقت اذن ورود

دوباره دست به پهلو شدم به یاد بقیع

دوباره وقت عزا شد، دوباره وقت سجود

برو کبوترِ شعرم به سمت خاک بقیع

بمال بال و پَرَت را به خاک، وقت فرود

نماز و سوره ی کوثر بخوان کنار مزار

برای کوریِ چشمان شوم آل سعود

شنید سوره ی کوثر، غزل هوایی شد

شبیه شعله ی هیزم، دلم هوایی شد

به یاد کوچه، همان کوچه ای که ابرهه ها

برای بیعتِ زوری زدند فاطمه را

به قصد امّ ابیها کسی نشانه گرفت

و سینه روضه ی مسمار را بهانه گرفت

سپر برای ولی بود، شیشه ای که شکست

غلاف مرد حرامی به روی دست نشست

 

جواب محسنِ او هِی نفس زدن شده بود

گریز روضه ی زهرا، لگد زدن شده بود

دوباره فاطمه افتاد و قصه تکراریست

و ضربه های شدیدی که زخم آن کاریست

نوای «وا ابتا» یش به گوش شهر رسید

چرا دوباره کسی را شبیه یار ندید؟

چه ماجرای عجیبی که یک سقیفه ی شوم

ببست دست علی را خلاف رسم و رسوم

علی برای سکوتش دلیل محکم داشت

اگرچه مرد یحودی نگاه مبهم داشت

«سکوت، مغلطه ها را جواب کوبنده ست»1

سکوت حیدرمان گور حیله را کنده ست

 

(از سقیفه ما فعلا، عقده را نهان داریم

وعده ی بقیع را با، صاحب الزمان داریم)

1.حمیدرضا برقعی

 

حسین کیاء




برچسب ها :
حسین کیاء ,  حضرت زهرا(س) ,  فاطمیه ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی , 

موضوع :
حضرت زهرا سلام الله علیها , 

مثنوی بی نقطه برای مولایم علی


ســــرور و ســالار مـــــا مـــولا علـــــی

مَـــــحــــرم اســـــرار مــا ‌مـــــولا عـــلـــی

عـــــالــم و اَعــلـم امــــــامِ عـــــالــــمـی

حَـــمــْـــــدُ للّه دردهــا را مَــــرحــــمـــــی

هـــــم دوای درد هــــم رأسُ الْـکَـــــــرم

دل هــــــوای وصــل دارد در حـــــــرم

در حــــــرم دردم مـــداوا کــــرده ای

گـِـــــره هـــــای کــور را وا کـــرده ای

در حــــرم دادی سُـــــرورَم ای عــــلی

مـــــالـــک هـــــر دو سَـــــرا اول ولــــی

در حـــرم حــالــم الــهــــی کـــــرده ای

مُــرده ای را وَه کـه ماهـی کرده ای

در حـــرم دارد دلـــم وصلی مُــــدام

کــی رســـد احــوالِ وصلم در کـــلام

مــدح مــولا کــرده دل_ دل در سـحـر

مِــسِ روحْ ، کــرده طلا مـــدحی دگـر

مــــدح او راه مــــــرا هـــمـــــوار کـــــرد

مـــــدح او در راه مـــا صـــد کـار کـــرد

ای کــه دائـــم مـــدح او کردی مــــرور

مـــدح مـــولا کــرده مـوسی کـوه طور

مــــدح مـــــولا کــرده احــمــد گاه گاه

مـــدح مـــولا کـــرده مــعــصـــومــه ی ما

مــــــدح مــــولا کـــار اللّــه _ کـــار هــــو

مـُـــدَعــی مـَــــدح مـــولا کــو _ کــــو؟

مـــــــــــدح مـــولا کـــار اللّــهُ الٓــــــــصَّــمــَـد

مــــــــدح او کـی حـصـر گــردد در عــــدد

 

ای عـــلی صـــلــه مـــــرا حــــوری مَـــده

حــــال حُــــــلوی دِه رهِ دوری مَـــــده

سیروس بداغی




برچسب ها :
سیروس بداغی ,  امام علی(ع) ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  شعر , 

موضوع :
امام علی علیه السلام , 

فردا

سری ست

آرام و

سرنیزه ها

سرگردان !!!

 

علیرضا شایگان




برچسب ها :
علی رضا شایگان ,  امام حسین (ع) ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

خوابیده تو خرابه ،یه دختر صغیره

خواب بابا رو دیده، بهونه شو می گیره

با تاله های غمبار، می ریزه اشک هجرون

اگه نبینه بابا ، شاید یه وقت بمیره

عمه بغل می گیره، رقیه ی یتیمو

یتیمی که به دست، دشمن دین اسیره

اما آروم نمیشه، دخترک سه ساله

دختری که به زهرا، شبیهه ونظیره

یزیدی ها شنیدن، صدای گریه هاشو

فرستادن براش سر، شاید آروم بگیره

سر بابارو برداشت، چسبوند بروی سینه

دختر برای بابا، داره زبون می گیره

کجا بودی بابا جون، تنها گذاشتی مارو

یه وقت نگفتی دختر، از غم تو می میره

بابا ببین رقیه ت ، با اینکه هست سه ساله

سفید شده موهاشو، انگاری پیره پیره

یادش بخیربابا جون، عموی خوبم عباس

رفته وباغ عمرم، مثال یک کویره

اسم تو رو باباجون، هروقت زبون میارم

جواب من یه سیلی ، از دشمن حقیره

بشم فدای راس ، منور تو بابا

امشب خرابه از تو ، حسابی نور می گیره

حالا که اومدی تو، منو ببر به همرات

هجرون تو عزیزم، به قلب من یه تیره

یه وقت دیدن رقیه، ساکت وبی زبون شد

گفتن خدارو شکری، رفته خواب این صغیره

زینب اومدکنارش، صداش زد اما افسوس

تو بدنش جون نبود ، دخترک اسیره

 

اسماعیل تقوایی




برچسب ها :
اسماعیل تقوایی ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  حضرت رقیه (س) , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 


تعداد صفحات : 18

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |