منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

به نامش و به یاریش
با سلام.
بی مقدمه بگویم؛ حضرت آقا در دیدار با شعرای آئینی در تابستان نود به نکات ارزشمندی اشاره فرمودند که ما را به راه اندازی این وبلاگ جهت حرکت در مسیر فرمایشات ایشان وا داشت.
به چکیده ای از نکات ایشان اشاره می کنم:
«شعر و شاعری یک نعمت خدادادی است که به صورت جوششی یا کوششی می توان از آن استفاده برد. آنچه که در این میان از اهمیت برخوردار است، به جا آوردن شکر این نعمت و اسراف نکردن در استفاده از این قریحه ی خدادادی است.
شعرا باید با استفاده از محتواهای دینی- مذهبی و مضامین عالی و معارف قوی در شعر، شکر این نعمت را به جا آورند و سطح ذوق و تأمل مردم را بالا برند.»
ما شعرای به اصطلاح مذهبی باید هر چه بیشتر برای تسریع در پیش بینی مقام معظم رهبری مبنی بر نزدیکی یک اوج شعری مجدد در کشور، به تکمیل، پخته تر و عمیق تر کردن شعر های خود بپردازیم.
این امر، جز با دوری از محیط های فرهنگی- هنری فاسد و ایجاد نشست های شعری بین شاعران مذهبی متعهد به آرمان های انقلاب امکان پذیر نمی باشد.
ما نیز سعی کرده ایم تا با ایجاد محیطی مجازی و دعوت از دوستاران شعر آئینی، باشگاهی مجازی به منظور رشد شاعران و شعر آئینی تشکیل دهیم.
به امید موفقیت، و تحقق هر چه زودتر آرمان های انقلاب و رهبری
با تشکر
مدیر وبلاگ - حسین کیاء
bashgahsher@gmail.com
جستجو
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

با سلام

علاقه مندان به ارائه شعر در این وبلاگ، می توانند اشعار خود را به صورت

 نظر خصوصی به مدیر وبلاگ ارسال نمایند تا پس از بررسی منتشر گردد.

موفق باشید

یا علی





موضوع :
یادداشت , 

خدایا کو علی شاهی که در فکر یتیمان بود

به رگبار غم وغصه پناه بی پناهان بود

شب و نخل و دل صحرا همه آگه ز اسرارش

همیشه در مناجاتش به یاد بی نوایان بود

به شبهای پریشانی به کوفه ناخدا می شد

یتیمان را پدر می شد انیس پیر لرزان بود

به محراب دعا هرشب مناجات خدا می کرد

نهان از چشم نا اهلان علی گریان گریان بود

گمان از جهل این امت به آوای شباهنگی

چو مرغی ناله سر می داد وآزرده ز دوران بود

به سوی کعبه جانان علی امشب روا ن گشته

همه راز جهان امشب بگوید چونکه برهان بود

کسی نشنیده از صحرا ز بحر بیکران دریا

امیری خفته در بستر به فکر قاتل جان بود

همه دل داده ی اوییم چو پروانه به گرد او

صفای سینه ما هم چو مادر زرد و بی جان بود

کبوتر بود و از بام دل شیدای ما پر زد

حذراز رفتنش دارم چو مام افتان و خیزان بود

سفر در پیش روی تو. گمان در باوری ناید

برای مرهم دردت به کوفه ذکر قرآن بود

محمد نجاردزفولی




برچسب ها :
محمدنجار دزفولی ,  امام علی علیه السلام ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی , 

موضوع :
امام علی علیه السلام , 

دلم گرفته و باران دوای درد من است

نگاه گرم تو اقا شفای درد من است

منم كویر و دلم تشنه ی محبت توست

تمام ارزوی من اقا،نظر به روی تو است

بدم قبول،خرابم تو راست میگویی

ولی بدان كه امیدم به ابروی تو است

بریدم از جهان و گدای كوی تو ام

بدان كه دست من اقا،فقط بسوی تو است

اسیر عشق تو ام،بیا و ظهور كن

بدان دلم همیشه،در ارزوی تو است

مرتضی قاسمی




برچسب ها :
مرتضی قاسمی ,  امام زمان عج ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  ظهور , 

موضوع :
امام زمان عجل الله فرجه , 

پدر لب تشنه می ماند و پسر لب تشنه تر می رفت

خدا می داند آن لحظه چه ها که بر پدر می رفت

صدا زد: من علی بنِ حسین بنِ علی هستم

یکی از بغض نامش دیگری از حرص زر می رفت

مگر آن شاخه ی پرپر توان استقامت داشت؟

که جلادی برای چیدن گُل با تبر می رفت

چنان شوق پریدن داشت در سر، دشت شاهد بود

تنش یک سوی میدان و سرش بی بال و پر می رفت

چه می گفت او به روی نیزه ها با تاب گیسویش

که هر بادی که می آمد خراب و در به در می رفت

***

عمو می خواست از دشمن بگیرد انتقامش را

به قصد جنگ با آنها نرفت اما اگر می رفت...

مجید ترکابادی




برچسب ها :
مجید ترکابادی ,  امام حسین(ع) ,  عاشورا ,  شعر ,  شعر آئینی , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

حسرت پنجره ام رو به حرم وا شدن است

وقت تحویل ، تو را محو تماشا شدن است

خیس باران شدن و هروله های دل تنگ

پنجه در پنجره فولاد تو رسوا شدن است

احسن الحال کنارتو غریب الغربا!

وبهاری که شریک غم مولا شدن است

زعفرانی شود این عید که عیدانه ی ما

متبرک به نگاه گل زهرا شدن است

اولین سین من امسال در این سفره ی سبز

"سجده" ی شوق به شکرانه ی شیدا شدن است

***

غرق رویای حرم، در شب غم گم شده ایم

کم کم ای ماه بیا ... موعد پیدا شدن است

حمیده پارسافر




برچسب ها :
حمیده پارسافر ,  شعر آئینی ,  امام رضا ,  مشهد ,  شعر ,  اهل بیت(ع) , 

موضوع :
امام رضا علیه السلام , 

بابا تو رفتی خانه ام غرق عزا شد
زهرای تودرگیر با جور وجفا شد

بابا سفارشهاری من کردی به مردم
برخیز وبین حق سفارشها ادا شد

بعد تو بر پا گشت جنجال سقیفه
در جانشینی بعد تو جانا خطا شد

بابا فدک را که عطایت بود بر من
از دست من با حکم بیجایی رها شد

در پشت درب خانه ی جان تو حیدر
با هیزم جهل وجنون آتش به پاشد

با ضربتی بر در سپس بر بهلوی من
نو غنچه ی نشکفته ام محسن فدا شد

گشتم به ضرب دست جانی نقش کوچه
کوچه حسن را بعد از آن ماتمسرا شد 

دست علی بستند وبر مسجد ببردند
ناچار او تسلیم این حکم قضاشد

از جور نامردان حاکم بر مدینه
عمر یگانه دخترت غرق فنا شد

پیوست با تو بوده بابا حاجت من
دخت تو با مرگی چنین حاجت روا شد

اسماعیل تقوایی



برچسب ها :
اسماعیل تقوایی ,  حضرت زهرا (س) ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی , 

موضوع :
حضرت زهرا سلام الله علیها , 

گرفته صحن دلم بوی عطر یاس کبود

دوباره غصه و ماتم، دوباره قصه ی دود

دوباره پشت درم، پشت میله های بقیع

تمام سینه ی من سوخت، وقت اذن ورود

دوباره دست به پهلو شدم به یاد بقیع

دوباره وقت عزا شد، دوباره وقت سجود

برو کبوترِ شعرم به سمت خاک بقیع

بمال بال و پَرَت را به خاک، وقت فرود

نماز و سوره ی کوثر بخوان کنار مزار

برای کوریِ چشمان شوم آل سعود

شنید سوره ی کوثر، غزل هوایی شد

شبیه شعله ی هیزم، دلم هوایی شد

به یاد کوچه، همان کوچه ای که ابرهه ها

برای بیعتِ زوری زدند فاطمه را

به قصد امّ ابیها کسی نشانه گرفت

و سینه روضه ی مسمار را بهانه گرفت

سپر برای ولی بود، شیشه ای که شکست

غلاف مرد حرامی به روی دست نشست

 

جواب محسنِ او هِی نفس زدن شده بود

گریز روضه ی زهرا، لگد زدن شده بود

دوباره فاطمه افتاد و قصه تکراریست

و ضربه های شدیدی که زخم آن کاریست

نوای «وا ابتا» یش به گوش شهر رسید

چرا دوباره کسی را شبیه یار ندید؟

چه ماجرای عجیبی که یک سقیفه ی شوم

ببست دست علی را خلاف رسم و رسوم

علی برای سکوتش دلیل محکم داشت

اگرچه مرد یحودی نگاه مبهم داشت

«سکوت، مغلطه ها را جواب کوبنده ست»1

سکوت حیدرمان گور حیله را کنده ست

 

(از سقیفه ما فعلا، عقده را نهان داریم

وعده ی بقیع را با، صاحب الزمان داریم)

1.حمیدرضا برقعی

 

حسین کیاء




برچسب ها :
حسین کیاء ,  حضرت زهرا(س) ,  فاطمیه ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی , 

موضوع :
حضرت زهرا سلام الله علیها , 

مثنوی بی نقطه برای مولایم علی


ســــرور و ســالار مـــــا مـــولا علـــــی

مَـــــحــــرم اســـــرار مــا ‌مـــــولا عـــلـــی

عـــــالــم و اَعــلـم امــــــامِ عـــــالــــمـی

حَـــمــْـــــدُ للّه دردهــا را مَــــرحــــمـــــی

هـــــم دوای درد هــــم رأسُ الْـکَـــــــرم

دل هــــــوای وصــل دارد در حـــــــرم

در حــــــرم دردم مـــداوا کــــرده ای

گـِـــــره هـــــای کــور را وا کـــرده ای

در حــــرم دادی سُـــــرورَم ای عــــلی

مـــــالـــک هـــــر دو سَـــــرا اول ولــــی

در حـــرم حــالــم الــهــــی کـــــرده ای

مُــرده ای را وَه کـه ماهـی کرده ای

در حـــرم دارد دلـــم وصلی مُــــدام

کــی رســـد احــوالِ وصلم در کـــلام

مــدح مــولا کــرده دل_ دل در سـحـر

مِــسِ روحْ ، کــرده طلا مـــدحی دگـر

مــــدح او راه مــــــرا هـــمـــــوار کـــــرد

مـــــدح او در راه مـــا صـــد کـار کـــرد

ای کــه دائـــم مـــدح او کردی مــــرور

مـــدح مـــولا کــرده مـوسی کـوه طور

مــــدح مـــــولا کــرده احــمــد گاه گاه

مـــدح مـــولا کـــرده مــعــصـــومــه ی ما

مــــــدح مــــولا کـــار اللّــه _ کـــار هــــو

مـُـــدَعــی مـَــــدح مـــولا کــو _ کــــو؟

مـــــــــــدح مـــولا کـــار اللّــهُ الٓــــــــصَّــمــَـد

مــــــــدح او کـی حـصـر گــردد در عــــدد

 

ای عـــلی صـــلــه مـــــرا حــــوری مَـــده

حــــال حُــــــلوی دِه رهِ دوری مَـــــده

سیروس بداغی




برچسب ها :
سیروس بداغی ,  امام علی(ع) ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  شعر , 

موضوع :
امام علی علیه السلام , 

فردا

سری ست

آرام و

سرنیزه ها

سرگردان !!!

 

علیرضا شایگان




برچسب ها :
علی رضا شایگان ,  امام حسین (ع) ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

خوابیده تو خرابه ،یه دختر صغیره

خواب بابا رو دیده، بهونه شو می گیره

با تاله های غمبار، می ریزه اشک هجرون

اگه نبینه بابا ، شاید یه وقت بمیره

عمه بغل می گیره، رقیه ی یتیمو

یتیمی که به دست، دشمن دین اسیره

اما آروم نمیشه، دخترک سه ساله

دختری که به زهرا، شبیهه ونظیره

یزیدی ها شنیدن، صدای گریه هاشو

فرستادن براش سر، شاید آروم بگیره

سر بابارو برداشت، چسبوند بروی سینه

دختر برای بابا، داره زبون می گیره

کجا بودی بابا جون، تنها گذاشتی مارو

یه وقت نگفتی دختر، از غم تو می میره

بابا ببین رقیه ت ، با اینکه هست سه ساله

سفید شده موهاشو، انگاری پیره پیره

یادش بخیربابا جون، عموی خوبم عباس

رفته وباغ عمرم، مثال یک کویره

اسم تو رو باباجون، هروقت زبون میارم

جواب من یه سیلی ، از دشمن حقیره

بشم فدای راس ، منور تو بابا

امشب خرابه از تو ، حسابی نور می گیره

حالا که اومدی تو، منو ببر به همرات

هجرون تو عزیزم، به قلب من یه تیره

یه وقت دیدن رقیه، ساکت وبی زبون شد

گفتن خدارو شکری، رفته خواب این صغیره

زینب اومدکنارش، صداش زد اما افسوس

تو بدنش جون نبود ، دخترک اسیره

 

اسماعیل تقوایی




برچسب ها :
اسماعیل تقوایی ,  شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  حضرت رقیه (س) , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

 

زینبین و حسین پشت حسن

بین بابای خویش و مادرشان

ای فدای تحیر آن‌ها...

چه می‌آید ای خدا سرشان

حسنش بغض کرده یک گوشه

زینب اما دوان دوان آمد

پسر دیگرش به سر می‌زد

ناله‌هایی ز آسمان آمد

مادر خوب ما... چهل نامرد

و مغیره همان حوالی بود

من بمیرم که حیدر کرار

وای بر من که در چه حالی بود

بغض یک شوهر زمین‌خورده

که شکسته غرور زیبایش

تازه این ابتدای غم‌ها بود

وای بر روزگار فردایش

فضه را هِی صدا... نفس می‌زد

چشم‌هایش پی علی می‌گشت

با خجالت به شوهرش فهماند

چادرش گم شده... ولی می‌گشت

کار بالا گرفت و ای فریاد

بین نامحرمان زمین افتاد

بین گودال، عصر روز دهم

زینب قهرمان زمین افتاد

به تلافیّ آن تحیرشان

مادر قد کمان زمین افتاد...

حسین کریمی




برچسب ها :
حسین کریمی ,  حضرت زهرا (س) ,  شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی , 

موضوع :
حضرت زهرا سلام الله علیها , 

«زبانحال امام حسین علیه السلام خطاب به زائرانشان در اربعین»

خـــــوش آمــــدیـــد ای زائــــــران آســــتـــانــــــــم

ای حـامــــلان رنــــج هــــــای بـی کـــرانــــــم

مـــن میـــــنویــــســـــم اســمـــتان را نـــزد داور

فــــردا شـــــفاعــت میکــنم پـیـش پـــیمــبـــر

دلــــداری ام دادیـــد با این شور شــــیـــرین

ای زائــــــران کـــــوی مــــــن یـــــاران دیرین

پای پـــــیاده آمـــدیـــد در مـــــحـــــضـــــر مــــا

نـشـــناختـــید هــرگـــز به تـــن گـــرما و ســــرما

پای پـــــیـــــاده آمــــدیـــد بــــــــا مـــــرکــــب دل

چـون خــواهـر غـــمدیــده ام مـــنزل به منـــزل

در دســـت آوردیــــد عـــلــم هـــــمــچــون علـمدار

خوش آمــــدیـــد ای زائــــــران کــــوی دلــــــدار

خـــوش آمـــدید ای هــمـــــرهـــان خــــواهــــر مـن

ای یــــــــــاوران ســـینه چــــاک مــــــادر مــــــن

ای کـاش در کـــرب و بلا بـــودیــد یـک دم

مــــن بودم و یــک خـــیــمه و یک بار ماتم

من بـــودم و تـــیر ســه شعـــبه حـــلق اصــغر

مــــن بــــــــودم و ارباً و ارباً نــــعــــش اکــــبر

مــن بــودم و یک قـــبر بود و طفل پرپر

مـــن بودم و گـــهــواره بود و دســــت مـادر

مــــن بــــودم و دســــتان مـــردی بی قریــنه

مــــن بودم و چـــشـــمان بــی تاب سکینه

مـــن بـــودم و هـــفتاد و دو زخمـــی عطشان

من بـــــودم و اشـــک فراق از هجـــر یاران

مـــن بودم و گودال بود و لعل عطشان

من بودم و یک جسم بود و دشت سوزان

مــــن بودم و یک خواهری در غم نشسته

مـــن بودم و صــحرایی از نیزه شکسته

من بودم و انگشت و انگــــشتر به غارت

مـــن ‌ بـــــودم و نامحـــرم و فــــکر اســـارت

مــن بــــودم و یک نیزه بود و زلف خونین

من بودم و یک کاروان مـحزون و غمگین

مــن بــودم و بــــزم شراب و دخــترانــــم

من بودم و اشک غــــم و آتــــش به جــانـم

مــــن بـــودم و آیات حـــق وِرد ِ زبانـــم

مــــــن بـــودم و چـــــوب جفا و خـــــیزرانــــم

مــــن بودم و طشــت طلا و یــک ســـه ساله

مـــن بـــودم و یک دختری در سوز و ناله

مـــن بـــودم و غـــــم بـــود و ضرب و حشیانه

مــــــن بــــــودم و اطــــفال زار و تــــازیـــــانه

ای زائـــــر مـــن مـــــن غــــــریب عـــــالمـــــیــــنم

فرزنـــــــــد آن پـــهلو شکــسته مــــن حســـینم

ای زائـــــر مـــن مـــــن شــــهـــید کـــربــــــــلایم

بـــــبریـــده ســـــر از ظـــلم ظـــــالم از قــــفــایم

ای زائـــــــر مــــن مــــــن نبی را مـــقـــتدایــم

خــــونـــمـــ فــــــدای دین شد و خون خدایــم

ای زائر مـــن مـــن شـــما را دوســــت دارم

این گریه ها این ناله ها را دوسـت دارم

جان شـــما و این عــلم این اشـــک و ماتــم

جان شما و حفظ این خط حفظ پرچـــم

جـــــان شـــمــــــا و راه مــــن راه پــیـــمــبر

جـــــان شــمــا و حـــفــــظ نــــام بــابم حـیدر

جــــان شـــما و جــان فــــرزند غـــــریـــــبم

جان شـــما و جـــان آن تـــنـــها حبــــیــــبم

جـان شـــــمـــا و مـــــهــدی ام ای زائرانـــم

جان همــانی که بود جانش چو جــانم

 

«جان علــی اکــبر دلــش را خـون نسازید»

«قــبل از ظـهـــور دولـتش خــود را نبازید»

سیروس بداغی

 




برچسب ها :
سیروس بداغی ,  شعر ,  شعر آئینی ,  امام حسین (ع( ,  امام زمان عج , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) ,  امام زمان عجل الله فرجه , 

بسم رب المهدی عجل الله فرجه


یک گوشه نشستیم و دعا ها خواندیم

دلخوش به نوای جمعه ها مان ماندیم

افسوس که با اسم تو از خود آقا

ما ؛مبتدیان عشقتان را راندیم


سید احمد ابوترابی




موضوع :
امام زمان عجل الله فرجه , 

بسم رب الشهدا


همواره به یاد جبهه ها می مانیم

هر وقت که دلتنگ غم هجرانیم

آن نوحه معروف سعید آقا را1

با یاد امام و شهدا می خوانیم


1-نوحه یاد امام و شهدای حاج سعید حدادیان

سید احمد ابوترابی




موضوع :
مقاومت و پایداری , 

شاعر: مسعود طاهری عضد

بخش: اهل بیت علیهم السلام


بعد عمری در حرم یک بار دیگر گم شدم

مثل آن سالی که دور از چشم مادر گم شدم

ناگهان دور مرا صد قطعه آئینه گرفت

صد برابر بودم اما در برابر گم شدم

مثل پر در باد می رقصید حاجت هایمان

من نخی بودم که در انباری از پر گم شدم

دانه ی برفی شدم که بعد عمری پیچ و تاپ

در میان حوض سقاخانه آخر گم شدم

ارزنی شاید که از دستان طفلی خنده رو

ریختم ،در چینه دان یک کبوتر گم شدم

شمع سقاخانه ای بودم کنار آفتاب

دست آخر در دل خورشید خاور گم شدم

چیستم من؟!پیش تو تکرار حاجت های خویش

شرمدارم از حضور خود چه بهتر گم شدم

هرچه حاجت داشتم از مال و فرزند وعیال

از دم در دادی و من پشت آن در گم شدم

مثل کفشی واژگون در کفشداری حرم

غرق در دنیای خاکی خاک بر سر گم شدم

گریه ام آمد حضور اشک هشیارم نمود

بین بودن یا نبودن باز سردرگم شدم

نذر هایم را ادا کردم و از باب الجواد

باز گشتم خانه و یکبار دیگر گم شدم

بس کریمی حتم دارم باز میابی مرا

آن زمانی را که در صحرای محشر گم شدم




برچسب ها :
مسعود طاهری ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  جشنواره شعر لبیک ,  لبیک ,  شعر آئینی ,  امام رضا (ع) , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  امام رضا علیه السلام , 

شاعر: علی سلیمانی

بخش: اهل بیت علیهم السلام


سفرنامه از مدینه تا مرو

كاروان از مدینه راه افتاد ، كوچه ها گونه هایشان تر شد

هر كسی خواست عاشقت باشد ، از قفس بال زد ، كبوتر شد

رفتن از سرزمین مادری ات ، نظم تاریخ را به هم می ریخت

ناگهان سال اول هجری ... نوبت آخرین پیمبر شد

بصره آمد به پیشواز اما ، چشم هایت به نیزه ها افتاد

بوی سیب آمد و لبت خشكید ، عشق هفتاد بار بی سر شد

سجده می کرد پیش پایت شوش ، تا رسیدی اذان مغرب شد

عطر ناب عبای تو پیچید ، راه تا بهبهان معطر شد

حافظ آمد قصیده بنویسد ، هر چه از عشق دیده بنویسد

 آه شیراز شهر شعر و چراغ ، با تو و مشهدت برادر شد

می گذشتی ، نسیم می رقصید ، اصفهان گریه كرد در راهت

بعد زاینده رود شكل گرفت ، عطر پیراهن تو قمصر شد

خاک بوسید گام های تو را  ، تو مسیرت همه قدمگاه است

به  ابركوه عشق پاشیدی ، سرو هایش همه تناور شد

دسته دسته به سویت آهو ها ، عاشقانه به راه افتادند

عشق با كوچه های نیشابور ، خانه درخانه آشناتر شد

مشهد آواز آشنایی بود ، راه آرامش و رهایی بود

هشتمین آسمان ! شهید شدی ، نوبت آسمان دیگر شد




برچسب ها :
علی سلیمانی ,  برگزیدگان جشنواره ,  جشنوراه شعر لبیک ,  لبیک ,  شعر آئینی ,  شعر , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  امام رضا علیه السلام , 

شاعره: عارفه دهقانی

بخش: اهل بیت علیهم السلام


غزلی برای حضرت زهرا (س)

پیچیده است  عطرِ نسیمی سرخ    

در لابه لای زلفِ پریشانش

بانوی خانه ای که پر از نور است  

 هم جسم او مطهر و هم جانش

بانوی خانه ،همسرِ "مظلوم" است   

 بانوی خانه، مادرِ "عطشان" است

بانو اگرچه مهریه اش آب است   

گرچه جهان مسخّر و حیرانش

با دستهای مادری اش، دستاس  

 میچرخد و کمال می یابد...نه!

  دستاس نه! ... تمامِ جهان آری!    

چرخیده با عنایتِ دستانش

خیرِ وسیعِ هردو جهان، زهراست     

قدّیسه ای به پایه ی پیغمبر

آیاتِ دهر، محوِ کراماتش       

الطاف بحر ،قطره ی احسانش

هرچند قدرِ عهدِ عقیقش را     

نشناختند قومِ نمک نشناس

حتّی که بدترین زنِ همسایه    

بر سفره ی دعا شده مهمانش

زهرا شنیدنیست در این عالم     

ناموسِ حق،نیامده در چشمی

حالا بسنج ضربه ی سیلی را      

خشمِ خدا و صاعقه بارانش

با اینهمه ، مقابلِ ظلم آمد         

در دامنش ،حسین، قیامت کرد

میراثِ پایداری و حق خواهی     

 در کربلاست  اوجِ نمایانش

زهرا یگانه بانوی اسلام است    

او مادرِ تمامِ شقایق هاست

"زهرا فقط شبیهِ خودش زهراست"       

نسلِ ائمّه، آینه دارانش




برچسب ها :
عارفه دهقانی ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  جشنواره شعر لبیک ,  لبیک ,  شعر آئینی ,  شعر , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  حضرت زهرا سلام الله علیها , 

شاعر: علی فردوسی

بخش: مقاومت و پایداری


·        مبال، هان، به سلاحی که هست در بر تو

به سنگ می خورد اینجا که آمدی سر تو

برای ما که شهادت سعادت است، اما

نمُرده هم به عزایت نشسته مادر تو

قیافه ی نَحسَت حق به جانب از این است

که  سازمان ملل در خفاست یاور تو

اگرچه چاق تر از بشکه های نفت شدی

ولی مجاور قحطی است روح لاغر تو

خودت که هیچ، برو ای ضعیفه، کار تو نیست

کجاست - صیغه ی هفتاد مرده- شوهر تو؟

برو به کاخ سپیدت سیاهه ای بنویس

که زرد تر شده از قبل روی دلبر تو !

به غیرت است، به تعداد بمب و موشک نیست

تو که زیاد کم آورده است لشکر تو

برو برای خودت فکر سرزمینی باش

که یک وجب هم از این خاک نیست کشور تو

تمام سهم تو از خاک کشورم این است

که شاعران بنویسند: خاک بر سر تو

 

·        ژِست انسانیت گرفته ژ3، کلاشینکف چقدر کلّاش است

فتنه یعنی همان فشنگ قدیم، این همان کاسه این همان آش است

خون خاور میانه جاری شد، آروغ غرب بوی نفت گرفت

کراوات گردن شیوخ عرب، دار نکبت برای دشداشه است

نشئه نشئه به خاک می افتند، جنگ گاهی چقدر بی رحم است

زخم شمشیر های نامردی است هر خراشی به جان خشخاش است

این طرف مشت ها گره خوردند، آن طرف مشت ها ولی وا شد

دست ها رو شدند پیش همه، داستان دسیسه ها فاش است

خون غیرت به جنب و جوش انداخت شریان های مرده را امّا

تیتر شد در خبرگزاری ها نبض آشوب دست اوباش است

دوربین های کور خوابیدند، چشم بیدار کیست می گرید؟

میکروفن های گنگ لب بستند، کیست انگشتش اینکه بر ماشه است؟

لشکر فیل ها زره پوش اند، سنگ این بار دست آینه هاست

شب شب حمله ی ابابیل است، روز روز شکست خفاش است

نان زحمتکشیّ و رنج ریال بهتر از داغ ننگ و طعم دلار

ما به جهد و جهاد زنده تریم، گور بابای هرچه عیاش است




برچسب ها :
علی فردوسی ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  جشنواره شعر لبیک ,  شعر آئینی ,  مقاومت و پایداری ,  دفاع مقدس , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  مقاومت و پایداری , 

شاعر: محمد حسین ملکیان

بخش: مقاومت و پایداری



·        جنگ یک جدول تناسب بود تا جوابش همیشه این باشد:

پدرم ضرب در چهل در صد، حاصلش بخش بر زمین باشد

عده ای را ضریب منفی داد، عده ای را به هیچ قسمت کرد

تا هر آنکس که سوء نیت داشت تا ابد زیر ذره بین باشد

یک نفر فکر آب و خاک که نه! در پی نان و آب بود از جنگ

خطر جبهه را خرید به جان تا پس از جنگ، خوش نشین باشد!

یک نفر پشت خاکریز خودی لشگرش را که در محاصره دید

سر خود را گذاشت روی زمین تا دعاگوی سرزمین باشد

یک نفر فارغ از معادله ها بی خیال تمام مشغله ها

روی میدان مین قدم زد تا...ته این سطر نقطه چین باشد

در جواب کسی که می گوید پدر از جنگ، دستِ پُر برگشت

هر دو تا آستین او خالی ست، تا جوابش در آستین باشد

همقطار پدر که عکاس است گفت در هشت سال جبهه و جنگ

حسرتش ماند بر دلم یکبار پدرت رو به دوربین باشد

 

 

·        عده ای كه همیشه می گیرند با تمسخر سراغ حالت را

كاش می آمدند می دیدند  لخته ی لای دستمالت را

نیمه شب ها كه با تشنج تو تا سر كوچه گریه می كردم

جز من و مادرم نبود كسی تا بگیریم زیر بالت را

قرص هایت نمی كنند عمل، ظاهرت این نبود از اول

اثر گاز سمی خردل بیشتر كرده سن و سالت را

حجم پرونده ی پزشكی تو... موی یك در هزار مشكی تو...

دكترت گفت هیچ امیدی نیست، خواست راحت كند خیالت را

من كنارت نشسته ام یك شب، محو من می شوی و می پرسی:

" روز دامادی تو آیا من..." می خوری باقی سوالت را

مادری ماند بین عشق و جنون، پسری ماند پیش چشمش خون

هر شب از خانه می زنم بیرون، گردنم می كنم مدالت را




برچسب ها :
محمد حسین ملکیان ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  جشنواره شعر لبیک ,  لبیک ,  شعر آئینی ,  شعر , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  مقاومت و پایداری , 


شاعر: وحید طلعت

بخش: مقاومت و پایداری

خورشید خاورمیانه از بحرین طلوع می کند

و در قلب مردمان شرق آرام می گیرد

سایه ها کوتاهتر از همیشه اند

و روزها بلندتر از عمر شب ها

تابستان دلپذیری از راه رسیده است

سرخ و سرخ و سرخ

رادارهای غربی فرصت زیادی ندارند

پرنده ای که از سرزمین من به پرواز در آمده

از مصر و اردن گذشته است

پرهایش مملو از آزادی،

اوج می گیرد

و سایه اش به هر سرزمینی می رسد

دیکتاتوری از پای در می آید

حتی ساکنان کاخهای سفید هم

دیگر صدای اذان را شنیده اند

و با هر خبر بیشتر می ترسند؛

از مردمی که از نماز جمعه بر می گردند

تا دیروز نفت بهانه ی خونی بود

عریانی و ترس بهانه ی بهتری

اما امروز در نسیمی که می وزد

امید بیشتری جریان دارد

پاییز دلپذیرتری در راه است

تمام راهها به قلب مردم ختم می شود

مردمی که در ظهر انقلاب

از نماز جمعه باز می گردند

و بر لبهاشان سلام و صلوات جاری است.

 

·        زندگی مؤمن ارادهی توست 

 دردها خوب میشناسندت، دردها با تو آشنا هستند

دردهایی که خوب میفهمند چه قَدَر در تو بیصدا هستند

دردها، دردهای بیپایان، یادگاران مانده از دیروز

دردها با تو میشوند آرام گرچه آغاز ماجرا هستند

چین به ابروی صبر افتاد و خم به ابروی خود نیاوردی

شاهدِ صبرِ چشمهای تواَند گریههایی که در خفا هستند

زندگی مؤمن ارادهی توست، ای دلت آشیانهی خورشید!

ای که در چشمهای معصومت اشکها غرق در دعا هستند

عشق آغاز آدمیزادیست، فصلی از روزهای آتش و خون

عاشقان سرنوشتشان این است؛ به غم ماه مبتلا هستند

« زندگان همیشه جاویدند کشتگان به راه دین خدا »

پس نباید که از زمین پرسید که شهیدانمان کجا هستند

با همین دستها دعا کردی پسرت را که تا شهادت رفت

بگشا دستهای بدرقه را آخر این دستها شفا هستند

تکیه گاه پرندهها بودی، دلشان قرص از جسارت بود

سروهای همیشه سبز و بلند، از همین روست روی پا هستند

زینب الگوی زندگانی توست، ـ سرور بانوان هر دو جهان ـ

راز اینکه زنان صبورترند، معنی پاکی و صفا هستند        

زندگی معنیاش نجابت توست، راز اینکه حجاب جاوید است؛

زندگی از امید سرشار است، مادران شهید تا هستند





برچسب ها :
وحید طلعت ,  جشنواره شعر لبیک ,  شعر آئینی ,  مقاومت و پایداری ,  لبیک , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» ,  مقاومت و پایداری , 

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و ادب خدمت همه ی مخاطبان «باشگاه شعر آئینی»

دومین دوره جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» نیز در حالی به پایان رسید که با رشد حدود 450 درصدی آثار ارسالی به دبیرخانه ی جشنواره مواجه بوده ایم.

در دوره ی نخست، 95 اثر ارسال گردید که این رقم در دوره ی دوم به عدد 412 اثر رسیده است.

امیدواریم با همکاری دوستان و شاعران گرامی در امر تبلیغ این مدل از جشنواره ها و همچنین پیدا شدن خیرین جهت تأمین هزینه های جوایز آثار برگزیده، شاهد رشد کمی و کیفی آثار و جوایز این جشنواره باشیم.

بدان امید که قدمی هرچند کوچک در راه ترویج شاعران گرامی به سرودن اشعار آئینی و رشد و بالندگی شعر انقلاب اسلامی برداشته باشیم.

اسامی و آثار برگزیده دومین جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» به شرح زیر اعلام می گردد:

برگزیدگان بخش اهل بیت علیهم السلام:

1.      مسعود طاهری عضد، از استان همدان

2.      علی سلیمانی، از استان همدان

3.      عارفه دهقانی، از استان تهران

برگزیدگان بخش مقاومت و پایداری:

1.      علی فردوسی، از استان اصفهان

2.      محمدحسین ملكیان، از استان اصفهان

3.      وحید طلعت، از استان آذربایجان غربی

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




برچسب ها :
جشنواره شعر ,  شعر آئینی ,  برگزیدگان جشنواره شعر ,  لبیک ,  جشنواره شعر لبیک ,  جشنواره اینترنتی , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» , 


تعداد صفحات : 18

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |