منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

به نامش و به یاریش
با سلام.
بی مقدمه بگویم؛ حضرت آقا در دیدار با شعرای آئینی در تابستان نود به نکات ارزشمندی اشاره فرمودند که ما را به راه اندازی این وبلاگ جهت حرکت در مسیر فرمایشات ایشان وا داشت.
به چکیده ای از نکات ایشان اشاره می کنم:
«شعر و شاعری یک نعمت خدادادی است که به صورت جوششی یا کوششی می توان از آن استفاده برد. آنچه که در این میان از اهمیت برخوردار است، به جا آوردن شکر این نعمت و اسراف نکردن در استفاده از این قریحه ی خدادادی است.
شعرا باید با استفاده از محتواهای دینی- مذهبی و مضامین عالی و معارف قوی در شعر، شکر این نعمت را به جا آورند و سطح ذوق و تأمل مردم را بالا برند.»
ما شعرای به اصطلاح مذهبی باید هر چه بیشتر برای تسریع در پیش بینی مقام معظم رهبری مبنی بر نزدیکی یک اوج شعری مجدد در کشور، به تکمیل، پخته تر و عمیق تر کردن شعر های خود بپردازیم.
این امر، جز با دوری از محیط های فرهنگی- هنری فاسد و ایجاد نشست های شعری بین شاعران مذهبی متعهد به آرمان های انقلاب امکان پذیر نمی باشد.
ما نیز سعی کرده ایم تا با ایجاد محیطی مجازی و دعوت از دوستاران شعر آئینی، باشگاهی مجازی به منظور رشد شاعران و شعر آئینی تشکیل دهیم.
به امید موفقیت، و تحقق هر چه زودتر آرمان های انقلاب و رهبری
با تشکر
مدیر وبلاگ - حسین کیاء
bashgahsher@gmail.com
جستجو
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی
ابر برچسب ها

فراخوان دومین جشنواره اینترنتی شعر «لبیک»

«باشگاه شعر آئینی» برگزار می کند:

دومین جشنواره اینترنتی شعر «لبیک»

موضوع اشعار

این جشنواره در دو بخش برگزار می گردد که موضوع هر بخش به شرح زیر می باشد:

1- مقاومت و پایداری( دفاع مقدس، بیداری اسلامی، مقاومت مردم فلسطین، حزب الله لبنان، مظلومیت شیعیان منطقه، عدم سازش با غرب)

2-اهل بیت علیهم السلام

 

در هر بخش به سه اثر برگزیده، هرکدام مبلغ 500000 ریال اهدا می گردد

 

شاعران گرامی می توانند آثار خود را حداکثر تا تاریخ 93/06/20 از طریق آدرس الکترونیکی زیر به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایند:

bashgahsher@gmail.com

نحوه دریافت جوایز:

ان شاءالله نتایج در مهرماه اعلام می گردد و جوایز از طریق انتقال وجه از طریق کارت صورت می گیرد(در صورت برگزیده شدن اثر، با شماره تماس ارسالی از طرف صاحب اثر تماس گرفته شده و با دریافت شماره کارت از ایشان، مبلغ به حساب واریز می گردد)

 

دبیر بخش داوری :

جناب استاد «میثم رنجبر»(دبیر انجمن های شعر آئینی در استان مازندران)

توضیحات:

-       ارائه نام، نام خانوادگی و شماره تماس به همراه آثار الزامی است

-       هر فرد مجاز به ارسال حداکثر سه اثر در هر بخش می باشد

-       ذکر بخش مورد نظر جهت شرکت در جشنواره الزامی است

-       ارسال آثار در هر قالب شعری آزاد می باشد

-       تنها اشعار با موضوع های ذکر شده وارد بخش داوری می شوند

-       جهت ارسال آثار، از فایل  word استفاده نمایید

-       اشعار برگزیده در اولین دوره جشنواره شعر «لبیک» وارد بخش داوری نمی شوند




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  شعر مقاومت ,  ادبیات پایداری , 

موضوع :
جشنواره اینترنتی شعر «لبیک» , 

این گدا لایق دیدار و تماشای تو نیست

بسکه آلوده شده عاشق و شیدای تو نیست

اهل دنیا شدم و از نظرت افتادم

دل من بسته به دنیا شده و جای تو نیست

عمر من می‌رود و غافلم از یاد شما

دل غفلت زده را لذت رؤیای تو نیست

دردم این است که چشمم به حرام عادت کرد

چشم من لایق رخسار دل‌آرای تو نیست

نه مرا سوز سحر هست و نه استغفاری

هر کسی اهل سحر نیست که شیدای تو نیست

دیدن نامه‌ی اعمال من نامه سیاه

هیچ جز دلخوری آن دل زیبای تو نیست

لذت تلخ گناه از تو مرا دورم کرد

دل وحشی مرا شوق تمنای تو نیست

من خود از درد خودم با خبرم می‌دانم

که دل من نگران قد و بالای تو نیست

یوسف فاطمه! ایکاش نگاهم بکنی

که مرا مرحم دل غیر تجلای تو نیست

نصیر حسنی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  حضرت زهرا سلام الله علیها ,  نصیر حسنی , 

موضوع :
حضرت زهرا سلام الله علیها , 

درحد نامه ای

گفتم که شعری خواهم نوشت؛

درحد نامه ای...

برای خدا

گفتند:سخت است!

گفتم :چرا؟!

گفتند:حضور می خواهد

معرفت وشعورمی خواهد

دلتنگی و...صدای راه دور می خواهد

گفتم:حساب می کنم

به دلم سرمی زنم

اونوقت؛ ذکری از یار می کنم

پشت حساب های ذهنم

ورق می زنم و..

واژه ای ,انتخاب می کنم

گاهی دلم را ورق زدم...

یا الله گفتم و باز, در زدم

وای؟!...

دیدم دلم ؛لرزیده است

گویا سالها کسی ندیده است

گفتم که این:

گوا ه حضور است!

خدایا "قسمتی از راه "

مثل واژه ی دوراست...نه!

آره.."درحال عبور است"

خداکند:قلم نلرزد

حماسه ی دیگر؛

با لشگر شعر وشعور است

با این همه!..

گویند :شعر وزن می خواهد

قافیه و آب و رنگ می خواهد

سکوت کردم..

منِ بی آبرو!..

زکجا آب و رنگ خرم؟!

که را ضامن کنم و..

برای شعرم ,آهنگ برم!

..سکوت کردم

درپشت یک دیوار بلند

حسِ بالا رفتنم پیدا نیست

من به این جمله ی آخر

بی درنگ ؛تاختم وتاختم

غافل از اینکه

دراین تاخت وتاز

قافیه را .....باختم.!..

علی خسروی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  علی خسروی , 

موضوع :
مذهبی , 

خواب دیدم بار بستم زین جهان

بی رمق افتاده چون برگ خزان

مادرم بر سرزنان شیون کنان

پای تابوتم به اشک وغم روان

ناله هایش تاب من را میبرید

گریه هایش صبر من را میدرید

هر چه گفتم زنده ام باور نکرد

من نرفته ،مانده ام باور نکرد

بوسه هایش روی جسمم بی شمار

دست لرزانش به رویم بیقرار

ناگهان دیدم که تابوتم جدا

گشته شد از ان غمین دل فکار

بانگ لا اله الا الله بلند

من رسیدم وای پیش یک مزار

یک نفر جسمم میان خاک برد

ان یکی سنگی گذاشت برجسم زار

من به این جسمم تعلق داشتم

کی بود ممکن کنم از او فرار؟

هر چه فریاد و فغان مادر نرو

هر چه فریاد وفغان بابا بمان

هر چه کردم التماس دوستان

هیچ کس پیشم نماند جز جسم زار

یک نگاه بر جسم پر از معصیت

یک نظر برآن گناه بی شمار

شرمسارم کرده یارب شرمسار

دیدم ان جا بهر استقبال من

دو ملک امد از ان دار و دیار

تا که گفت ربت کتابت چیست هان!

یا نبی و مقتدایت کیست هان!

قبله ات را گو به سوی چیست هان!

روح من الوده بود و پر ز جرم

هر چه کردم وا نشد قفل از زبان

در دلم شوری بپا شد بی امان

لحظه لحظه میگذشت ازان زمان

گرزهای آتشین آتش گرفت

روی جسمم شعله ا ی دیگر گرفت

سوخت سر تا پا وجودم بی امان

هر چه کردم وا نشد قفل از زبان

در دلم گفتم حسین جان امدم

در میان بند عصیان امدم

هر چه هستم روضه خوانت بوده ام

همچو سگ من پاسبانت بوده ام

با غم شش ماهه ات عمرم گذشت

عاشق رعنا جوانت بوده ام

جان زهرا پس بیا دستم بگیر

ای امیر کربلا ای بی نظیر

من در این دنیا غریب افتاده ام

گر نیایی بار دیگر مرده ام

رفت از قلبم تمام واهمه

گفت آمد سر جدای فاطمه

رفت از قلبم تمام واهمه

گفت آمد سر جدای فاطمه

 

ای ملک این نوحه خوان من بود

زین سبب جانش چو جان من بود

سر شکسته یاد غم های سرم

بی قرار روضه های دخترم

هرکجا کارش به مشکل میخورد

در زند همچون گدا براین درم

اشک هایم بی امان سر ریز شد

صبرم از کاسه دگر لبریزشد

گفتمش ای سر جدای فاطمه

تو گواهی ده به جان فاطمه

کی خدایم جز خدای فاطمه

دین من باشد ولای فاطمه

در کتابم رد پای فاطمه

رهبرم صاحب ثنای فاطمه

قبله ام رو سوی کوی فاطمه

و امامم هم که شوی فاطمه

نام زهرا قلب اربابم شکست

اشک خون بر دیده ی زارش نشست

گریه هایش با ملائک همنوا

مجلس روضه به قبر م شد بپا...

 

 

تا که از خواب عجیبم پا شدم

دست به دامان تو یا مولا شدم

یا حسین ای کشتی بحر خدا

کن به قبرم مجلس روضه به پا...

سیروس بداغی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  حضرت زهرا سلام الله ,  امام حسین علیه السلام , 

موضوع :
حضرت زهرا سلام الله علیها ,  امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

درد دل با کبوتر بقیع:

 

توی خواب من اومد کبوتری

که نگاش از غم و غصه حاکی بود

قلب اون تند میزد و آروم نداشت

پر و بالش خسته بود و خاکی بود

 

از حال عجیبی که نشون میداد

معلوم بود تو سر اون خاطره هاست

ای کبوتر چرا تو بی شکیبی

خاکای رو پر تو برا کجاست ؟

 

میکشه آهی ز عمق وجودش

اشک میریزه کبوتر دونه دونه

با یه نغمه ی حزین و بی قرین

غزل غربتو آروم میخونه

 

میگه از سه جا گذشتم تو مسیر

کاظمین ، نجف دیار کربلا

تا رسیدم به خراسان شما

چند روزم بودم پیش امام رضا

 

همشون ماشاالله غرق نور بودند

زائرا زیاد و روضه ها به پا

خادمای مهربون کنارشون

دور مرقد نمی شد پیدا یه جا

 

اما من اهل یه جای غریبم

که شباش تاریک و روزا خلوته

نداره شمع و چراغ و آئینه

ولی خاک اونجا پر حکایته

 

حکایت داره ز تخریب قبور

به دست یه عده پست نا نجیب

زورشون به قبرای بقیع رسید

بمیرم برا امامای غریب

 

مدتی که ساکن بقیع بودم

نیمه شب ناله ای رو میشنیدم

مثل اون شیون هیچ جای دیگه

خدا میدونه که هرگز ندیدم

 

ناله های مردی دل شکسته بود

که روی خاکا قدم میزد مدام

دنبال یه قبر بی نشون میگشت

هی میگفت مادرمو خیلی میخوام

 

پرسیدم ازش که کی هست و چرا

این همه پریشون و بی قراره

دنبال کی هست و از کجا میاد

سرشو چرا رو خاکا میذاره

 

گفت به من که من امام شیعه هام

مهدی اسمم و اهل سامرام

غایبم از نظر و یه عده ای

میخونند عجل فرج همش برام

 

اینجا دنبال مزار مادرم

قبر مخفیشو تا پیدا نکنم

برای آدمای اهل زمین

روی زیبامو هویدا نکنم

 

پس پاشید آی عاشقا دعا کنید

بیاد آقامون با نقشه ای تو دست

بگه این طرح حرم رو بگیرید

بسازید از روی اون هر چی که هست

 

ایوونش شبیه ایوون نجف

گنبدش شبیه باشه به کربلا

حوض کوثر بسازید توی حیاط

سقاخونه مثل اسماعیل طلا

 

بسازید کفشداری و صحن و سرا

بسازید رواق برا یا علی

دفتر تولیتی به پا کنید

مسئول اون بشه عباس علی

 

علی صمدی

 




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  بقیع , 

موضوع :
حضرت زهرا سلام الله علیها , 

فراموشم شده طعم عسل را

فراموشم شده وزن غزل را

فراموشم شده وزن و قوافی

کجایی ای امام بشر حافی

فراموشم شده باب المرادی

امام کاظمین، جار الجوادی

فراموشم شده هفت مقدس

علی، موسی، جواد و این مثلث

فراموشم شده من قلب بغداد

نشد، من می روم صحن گوهرشاد

چقدر مثل همند، بابا، پسرها

جواد و حضرت سلطان و موسی

هرسه راضی و و جواد، هرسه موسی

هرسه عالی و علی و مست زهرا

دلم تنگ حریم کاظمین است

دلم مست شمیم کاظمین است

فراموشم شده حبس مدامت

فراموشم شده جاه و مقامت

دلم می سوزد از حبس و سیاچال

دلم می سوزد از گودی و گودال

دلم می سوزد از آن لحظه ای که

دلم می سوزد از یاد سری که

به روی نیزه هم یاد خدا بود

تنش آن جا نبود و کربلا بود

تن نازش اسیر باد و خورشید

به روی سینه اش جاپای تردید

مردد شد ولی دیر است، خیلی دیر

شنیدش ناله های مادر ی پیر

نمی دانم حسین آیا کفن شد؟

ولی یادم نرفت، موسی کفن شد

به روی تخته پاره با غلامان

شده شهری همه سوزان و گریان

به یادم امده وزن غزل را

همان وزن امام است بین غل ها




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  امام جواد ,  امام موسی علیه السلام ,  لملم رضا علیه السلام , 

پرده نشین عالمیان فتح باب کن

ما را برای نوکریت انتخاب کن

یک دفعه هم برای دل من ظهور کن

یکبار هم دعای مرا مستجاب کن

نام تو برده ام دهنم بوی گل گرفت

آقا همیشه کام مرا پر گلاب کن

...

دیگر جوان منتظرت مو سپید کرد

از پیری زود رسم اجتناب کن

بودن بدون تو که به دردی نمیخورد

اصلا بیا و بودن من را خراب کن

دستی ببر به قبضه ی شمشیر ، منتقم !

یادآوری خاطره ی بوتراب کن

بر ذهن ذوالفقار دم تازه ای بزن

دجال های روی زمین را عتاب کن...

لیلی چشم های شما فرق می کند

مجنون دیدگان مرا پر ز آب کن

ای نور ! ای مفسر قرآن ! برای ما

تفسیر آیه های دلت را کتاب کن...

امیررضا قدیری




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  انتظار ,  امام زمان عجل الله , 

موضوع :
امام زمان عجل الله فرجه , 

عید فطر امد و دل های همه خرسند است

بر لب تک تک یاران خدا لبخند است

شادمانند که یک ماه به عبادت بگذشت

همچو ماه رمضان پای هوس در بند است

 

همه تبریک بگویید که عید امده است

عید خوبان خدا عید سعید امده است

بر در بسته اگر خورده دعاهای دلت

هله شادی بنما چون که کلید امده است

 

جمع ما جمع گل ما کم تو کجایی آقا

به خدا چشم من از دوری تو شرمندست

خوش به حال دل من عید شده مهمانت

غیر تو از همه جا و همه کس آکنده است

 

عید ما روز ظهور است خدا می داند

چشم ما عاشق نور است خدا میداند

تا نیاید نشود دین خدا عالم گیر

معنی جلوه طور است خدا میداند

آن زمانی که درخشد به کنار کعبه

آن زمان وقت سروراست خدا میداند

 

یا الهی مددی کن که همه پاک شویم

بعد از آن صحن نجف پیش علی خاک شویم

پشت پا بر همه ی اهل بطالت بزنیم

اینچنین شیفته ی خواجه لولاک شویم

نه فقط ماه صیام بلکه همه عمر مدام

با صفا گشته و با امر تو آرام شویم

سیروس بداغی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  عید فطر ,  امام زمان عجل الله , 

موضوع :
عید فطر ,  امام زمان عجل الله فرجه , 

می خواهم از تو خاطره بنویسم٬ شعری برای جنگ٬ بهاری که

از راه می رسد خبرش دائم ٬ شعری به رنگ‌ بغض اناری که

شعری برای غزه٬ برای غم٬ شعری برای مردم مظلومش

شعری که بوی خون بدهد٬ شعری٬ بر برگ های سبز چناری که

یک ایستگاه از سفرت مانده ٬ یک مشت سایه دور و برت مانده

در پشت چشم های ترت مانده٬ هذیان انتظار قطاری که

دست جدای مادر من آنجا٬ انگشتر عقیق پدر اینجا

تاثیر گوشواره ی خونینت٬ امروز کرده با همه کاری که

دنیا به ساز ما که نمی چرخد٬ دنیا برای ما که نمی چرخد

دارد به اشتباه که می چرخد٬ دنیای ما به گرد مداری که

خمپاره ها به جای عروسک ها٬ بر دست های کوچک کودک

معنای خاله بازی موشک ها٬ اطراف سنگ های مزاری که

در دست مثل اینکه تبر دارد٬ از حال و روز من چه خبر دارد؟

آمد میان خواب تو بردارد٬ یک صندلی برای قراری که

من شعر می نویسم و می خندم٬ تو شعر می نویسی و می خوانی

او شعر می نویسد و می میرد٬ شعری برای غزه٬ بهاری که...

انگار تا همیشه زمستان است٬ در پشت پلکهای تو پنهان است

و یک جسد که توی خیابان است٬می ماند از تو یادگاری که

محمدسعیدمیرزایی بویراحمد




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  غزه , 

موضوع :
مقاومت و پایداری , 

دل من جز به غم عشق تو زندانی نیست

آشکار است جنون دل و پنهانی نیست

به خدا هیچ کجا حال دل شیدایم

مثل صحن و حرم پاک تو عرفانی نیست

«هر که از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست»

هیچ عشقی بجز از عشق تو طوفانی نیست

عاشق آن است که با ذکر تو پرواز کند

اثر ذکر تو حالی است که انسانی نیست

حرمت خاصیت عرش خدا را دارد

دوری از صحن شما دوری آسانی نیست

بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم

که گدائیت کم از رتبه سلطانی نیست

«در معطل شدن و دست رساندن به ضریح

لذتی هست که در سجده طولانی نیست»

نصیر حسنی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  امام رضا علیه السلام , 

 

)عظم البلا عظم البلا قتل الحسین بکربلا(

 

شمشیر و نیزه و نعل اسب،پیراهن کهنه و بوریا

 

لب های تشنه و مشک آب،صد شعله فتاده به خیمه ها

 

از فاخری و زشعر او،افتاده شراره به ما سوا

 

)عظم البلا عظم البلا قتل الحسین بکربلا

 

العرش صار لقتل سبط محمدٍ متزلزلا(

 

...........

 

باید که رشته کاف و نون بگسسته و زیر و زبر شود

 

باید که از تن عالمی،این جان ز غصه به در شود

 

باید قیامت دیگری برپا زشور و شرر شود

 

یعنی: به گودی قتلکاه افتاده سری ز بدن جدا

 

)یوم القیامةِ جاء فی عاشور شهر محرم ٍ

 

من قتل سیدنا الحسین و تابعیه بکربلا(

 

...........

 

در کرببلا در جلوه گری آیات خدا بر پیکر او

 

شد نیزه نشین قرآن مبین، آیینه ی "هو" گشته سر او

 

از کوفه غم تا شام بلا،شد همسفر سر خواهر او

 

سر بر سر نی قرآن به لبش،خواهرسخنش"لاحول ولا..."

 

)رأس الامام علی القناة یدار فی طرق الملا

 

والجسم منه مترب بدمائه مترملا(

 

...........

 

از ره برسد با خنجر کین،تا مقتل او قاتل به شتاب

 

خواهر روی تل، در ذکر خدا در حال نگه با قلب کباب

 

"والشمر جالس ٌ علی..." بگذر دل من زین سطر کتاب

 

ای سینه بسوز ای دیده ببار،خون گریه کن از این سوزعزا

 

)اجر الدموع من العیون علی الحسین و صحبه

 

نوحوا بماتم سیدالشهداء یا اهل الولا(

 

..........

 

باید بزنم زانوی ادب بر آستان تو فاخری

 

تا بهره ای ببرم من از آن سحر بیان تو فاخری

 

رضوان الهی و رحمتش بر روح و روان تو فاخری

 

این مرثیه زد آتش به دلم، بر سوز کلام تو مرحبا

 

)الفاخریُّ رثی لمن بکت السماءُ لقتله

 

قد ناح جعفر ٌالحزین علی الحسین و اعولا(

 

..............

 

محمد حسین تقوایی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  امام حسین علیه السلام , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) , 

امشب شب قدر است و من هستم گرفتار

مولا ببین من آمدم با چشم خونبار

من آمدم تا که براتم را بگیرم

شاید برم امسال پابوس علمدار

علیرضا علاقه مندان


 

 

 

 





برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  شب قدر , 

موضوع :
شب قدر , 

ماه خراسانی من...

هر کس که به دربار شما راه ندارد

حتی به بساطش هوس آه ندارد

بیچاره خبر از کرم شاه ندارد

افسوس که یک دم دل آگاه ندارد

بر بارگه لطف تو ره برده دل من

بر پنجره فولاد گره خورده دل من

***

ای پادشه حسن! که سر چشمه نازی

نازم به توو ناز تو و بنده نوازی

با این دل بیچاره چه سازی چه نسازی،

ما را که حرم هست به جنت چه نیازی؟

امروز سبکبال تر از هر چه نسیمم

مهمان کریم بن کریم بن کریمم

***

جز داغ غم یار به پیشانی ما نیست

چون زلف توأم کس به پریشانی من نیست

می خورده بسی هست؛به ویرانی من نیست!

چون نازتر از ماه خراسانی من نیست

عمری است که با نغمه زیبای هوالهو

زانو زده ام بر درت ای ضامن آهو!

***

در خواب...که نه؛باز هوایت به سر افتاد

یک بار دگر سوی خراسان گذر افتاد(1)

(چشمم به ضریح شه والا گهر افتاد

با آل علی هر که در افتاد ور افتاد)

از شوق وصال تو به رخ اشک فشاندیم

کنج حرم پاک شما (جامعه) خواندیم

***

با بار گنه باز بهشت است نصیبم

سرمست وصال رخ زیبای حبیبم

آقای خراسانی من! شاه غریبم!

دلسوخته حرف تو با «ابن شبیبم»

زیباست که در کنج حرم با دل بی تاب

گردد نمک (جامعه) یک روضه ارباب

***

ای کرببلا شد به تو پابست ؛ اباالفضل

عالم شده از نام شما مست؛ اباالفضل

ای تشنه ترین ساقی سرمست ؛اباالفضل

ارباب دگر بعد تو بشکست؛اباالفضل

)ای اهل حرم میر علمدار نیامد

سقای حسین سید و سالار نیامد(

***

محمد حسین تقوایی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  امام رضا علیه السلام , 

موضوع :
امام رضا علیه السلام , 

گزیده ای از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار شاعران

 

ü    شعر در اصل، بُروز اندیشه‌هاى شاعر، احساسات شاعر، دلتنگى‌هاى شاعر، حرفهاى شاعر و گفتنى‌هاى شاعر است.

ü    در درجه‌ى اوّل، کارکرد شعر این است که پاسخى است به نیاز درونى شاعر؛ یک زایش معنوى است از شاعر که میتواند مفاهیمى را، معارفى را، حقایقى را منعکس کند از درون خود و بیرون بفرستد.

ü    کارکرد عمده‌ى شعر تأثیرى است که شعر شما بر روى مخاطب میگذارد. شما با شعر خودتان خلوت مخاطب را اشغال میکنید.

ü    سعى شیاطین این است که بر روى خلوت انسانها اثر بگذارند؛ ارزشها را به آنها تزریق کنند و آنها را در اختیار و در سرپنجه‌ى ارزشها و افکار خودشان قرار بدهند.

ü    اگر شما بتوانید در خلوت مخاطبینتان حضور پیدا کنید و آن را با معنویّات، با ابزارهایى که انسانها را به نشاط، به امید، به تحرّک، به پیشرفت وامیدارد غنى کنید، توفیق بزرگى پیدا کرده‌اید.

ü    اگر این خلوت انسانها حفظ شد، آن‌وقت میتوان به اصلاح هنجارهاى اجتماعى امیدوار شد. هنجارهاى اجتماعى را میتوان از این راه حل کرد.

ü    یک مسئله‌ى دیگر در مورد شعر، کارکرد اجتماعى شعر است؛ شعر، حافظِ هویّت ملّى است.

ü    ما هر چه امتیاز داریم، ناشى از همین هویّت فرهنگى است؛ اگر این هویّت فرهنگى نبود، انقلاب ما هم پیروز نمیشد. امامى مثل امام ما که نهضت را به‌وجود آورد و به سرانجام رساند، اصلاً خلق نمیشد، درست نمیشد. امام بزرگوار، ساخته و پرداخته‌ى همین فرهنگ است.

ü    بعضى‌ها اشکال کارشان این است که اصل تهاجم را اصلاً نمى‌بینند، درک نمیکنند. اینکه یک جبهه‌اى وجود دارد که سوگندخورده‌ى ریشه‌کن کردنِ هویّت ملّى و اسلامى و فرهنگى ملّت ما است، را اصلاً درک نمیکنند.

ü    شاعر به‌خاطر روح هنر و به‌خاطر آن نگاه تیزبین، وقتى این دغدغه، این درد، این احساس در او وجود دارد، این تهاجم را طبعاً احساس میکند و درصدد مقابله‌ى با این تهاجم بر مى‌آید که این از جمله‌ى کارهاى مهم است.

ü    آمریکا و انگلیس گفته‌اند که از این حملات [به غزه] حمایت هم میکنند. امروز دنیا این است: از هر بدى، کجى، پلشتى، فساد، کثافت و نجاست - اگر در خدمت منافعشان باشد - حمایت میکنند.

ü    وَ انتَصَروا مِن بَعدِ ما ظُلِموا میتوانید مصداق این باشید. «انتصار»کنید، در صدد یارى جبهه‌ى مظلوم بربیایید، حقیقت را بگویید، حرف را بگویید، حقیقت را نشان بدهید با شعرتان؛ میتوانید خیلى نقش ایفا کنید در این زمینه‌ها. بالاخره داشتن این امتیاز یک نعمت الهى است؛ یک حجّت الهى است.

1393/4/21




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  دیدار شاعران ,  امام خامنه ای , 

موضوع :
یادداشت , 

از عنایات خداوند جلی

شد منور بیت زهرا و علی

شدفزون شمس و قمررا اختری

دلبران را آمدازحق دلبری

فاطمه مادر شده حیدرپدر

آفرین صد مرحبا بر این پسر

خالق یکتا نموده انقلاب

نوری ازانوارش آمد برتراب

نیمه ی ماه صیام رب جلیل

مرتضارا داده طفلی بی بدیل

عاشقان راآمد ازعرش این سروش

شد هویدا رهبرسبزینه پوش

مرتضا را مجتبا ئی آمده

مظهر حق را عطا ئی آمده

ماه گردون زمانه در حجاب

از خجالت برده رخ زیر نقاب

عالمی از نور حُسنش منجلی

گو تبارک بر گل باغ علی

در مدینه شور و غوغا ئی شده

خانه ی زهرا تماشائی شده

نام مولا نقل هرمحفل شده

غنچه ی گلزار زهرا گل شده

خانه ی عشق علی شد باصفا

از گل روی امام مجتبا

برقدومش گل بریزید عاشقان

عا شقان را آمده آرام جان

سا قی کوثر به لب دارد ثنا

حضرت زهرا دو دستی بردعا

شکر ایزد بر لبان عاشقان

ذکر داور می نمایند شادمان

درمیان سفره یک زیبا گل است

عطراوآرامش جان و دل است

دلربائی بی نظیر و خوشكل است

مجتبا نام وکلید مشکل است


عشق او آرا مش د لها بود

نام او حلال مشکلها بود

نام او از جان نمائم زمزمه

زین ولادت شاد وخندانیم همه

یاحسن جانم حسن جانم حسن

برقدوم تو فدا این جان و تن

برآخوندی گرنما ئی یک نظر

بزم دلها را شود همچون قمر

حسن آخوندی




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  امام حسن علیه السلام , 

موضوع :
امام حسن علیه السلام , 

ازمیان ماه ماهی سرزده طعنه بر یک کهکشان اختر زده

ماه ما در نیمه ی ماه صیام بیت زهرا(س) وعلی(ع)را درزده

میهمانی خدا را این پسر رنگ زیبایی خدایی تر زده

سبط اکبر بر پیمبر(ص)است او بردلش نقشی زیک دلبر زده

نام زیبایش زسوی حق حسن(ع) بوسه ها برروی اوحیدر زده

یوسف یعقوبیان بی جلوه شد یوسف زهرا(س) به عالم سرزده

حسن وزبیائیش در حد کمال از جمال الله ،او ساغر زده

حاتم طائی رهین منتش بر کرامت صفحه آخر زده

حضرت ایوب شد میزان صبر لیک در بحر حسن(ع)لنگر زده

راس برنایان اهل جنت است این سخن در اصل پیغمبر زده

او امام دومین شیعه است تکیه یر جای علی(ع)صفدر زده

مرغ دل شاد است در میلاداو در هوای دوست بال وپر زده

هرکه مسروراست در این زاد روز بر سر او فاطمه(س)افسر زده

------------------------------------------------------------------------

به سال سوم هجرت مدینه مسرور است

به نیمه رمضان شهر شادی وشور است

به دور خانه ی حیدر فرشتگان جمعند

ببین که خانه ی مولا سراچه ی نور است

سرود انس وملک بر علی، مبارکباد

چرا که موسم دیدار اولین پور است

قدم زند به جهان سبط اکبر طاها

واز ولادت او چشم دشمنان کور است

جمال یوسف مصری به پیش چهره ی او

بدون جلوه بود در نقاب مستور است

کریم آل پیمبر شود گل زهرا

زاو حریم کرامت همیشه معمور است

امیر جمله جوانان جنت آمده است

امیری اش به یقین با حسین مقدور است

امام شیعه بود بعد حیدر کرار

حسن میان امامان به حلم مشهور است

هر آنکه شاد شود در ولادت مولا

به نزد مادر او سرفراز وماجور است

اسماعیل تقوایی




برچسب ها :
شعر ,  شعر آئینی ,  شعر مذهبی ,  امام حسن(ع) ,  رمضان , 

موضوع :
امام حسن علیه السلام , 

کاش من زائر آن صحن و سرایت بودم

شامل مرحمت و لطف و عطایت بودم

کاش در این رمضان ، گوشه ای از صحن شما

یک دهه معتکف کرببلایت بودم ...

رضا رسولی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  ماه رمضان ,  امام حسین علیه السلام , 

موضوع :
امام حسین علیه السلام (عاشورایی) ,  امام رضا علیه السلام ,  ماه مبارک رمضان , 

 

ماه پیمبر برفت ماه خدایی رسید

از همه غیر خدا وقت جدایی رسید

ماه صیام آمده عیش تمام آمده

بین رمضان را که بر جلوه نمایی رسید

وقت دعا گشت باز، روزه به پا گشت باز

قاری قرآن نگر با چه نوایی رسید

موقع اسحارها موسم افطار ها

وقت سحر تا غروب،وه چه صفایی رسید

گاه شب قدر شد مومن بر صدر شد

کتاب قرآن حق به مصطفایی رسید

به نیمه مه شاد شد مدینه آباد شد

بیت علی(ع) را نگر،چه مجتبایی(ع) رسید

چو بیست ویک روز شد تیره به ما روز شد

به قامت مرتضی (ع)سرخ قبایی رسید

صفا تن وجان بده به رتل قرآن بده

ثواب یک آیه اش چه خوش بهایی رسید

در این مه پر بها هر آنچه خواهی بخواه

که درد هر بنده را ،زحق دوایی رسید

اسماعیل تقوایی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئین ,  رمضان , 

موضوع :
ماه مبارک رمضان , 

داعش بترس از این همه گرد و غبارها

اصلا به تو نیامده این گونه کارها

داعش بترس رحم به حالت نمی کنیم

داعش بترس از عجم از نیزه دارها

سید علی اشاره کند حمله می کنیم

با لشکر پیاده نظام و سوارها

کرب و بلا گرفتنت اصلا جدید نیست

کهنه شده است بر همه این ابتکارها

سر می زنیم با " لک لبیک یا حسین "

سر می زنیم نعره زنان با شعارها

سر می دهیم پای حسین و برادرش

سر می دهیم مثل همه سر به دارها

از ما بترس چون پسر شیر خیبریم

طوفان کنیم با دو سر ذوالفقارها

"وقت عمل رسیده زمان نظاره نیست

در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

استاد محمد فردوسی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  داعش ,  امام حسین(ع) ,  شیعه , 

موضوع :
مقاومت و پایداری , 

سالها بود جهان منتظر دیدارش

که کند باز فتاده گره در کارش

ماه شعبان شد ودر نیمه فرج حاصل شد

طفلی آمدکه جهان باز شود رخسارش

فرش تا عرش منور بشد از مقدم او

عسگری(ع)شاد که آمد به برش دلدارش

یوسف مصر بگو، یوسف زهرا(س)آمد

گو کند فکر به بی رونقی بازارش

اوست مهدی(عج)که شود کل جهان را هادی

آید وعدل شود نوبت استقرارش

مژده داده ست خدا کل ضعیفان جهان

که شود منجیشان مهدی(عج)و اوهم یارش

غایب از دیده بود حاضر وناظر برما

شیعه ای نیک عمل شو که شوی غمخوارش

شد به پایان سخن وهمره حافظ گوییم

هر کجا هست خدایا بسلامت دارش

اسماعیل تقوایی




برچسب ها :
شعر ,  شعر مذهبی ,  شعر آئینی ,  نیمه شعبان ,  میلاد امام زمان عجل الله , 

موضوع :
امام زمان عجل الله فرجه , 


تعداد صفحات : 16

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |